نماند سحره فهميدند كه اين معجزه و قدرت نمايى حق است و حقيقت و واقعيت دارد و از عنوان سحر و چشم بندى بيرون است .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 46 ]
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ ( 46 )
يك مرتبه سحره به سجده افتادند و بموسى ملحق شدند .
و سحره تنها نبودند بنى اسرائيل هم ايمان آوردند و بسيارى از اهل مدينهها كه مجتمع شده بودند و مشاهده كرده بودند ايمان آوردند سلطنت فرعون متزلزل شد ولى حب جاه و رياست و دعوى الوهيت و قساوت قلب و كبر و نخوت او مانع شد از اينكه ايمان آورد و همچنين اتباع او و درباريان و جنود او كه ديدند از رياست و مقام خارج ميشوند مانع از ايمان آنها شد .
بر سيه دل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين بر سنگ
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 47 ]
قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 47 )
گفتند سحره بعد از اينكه به سجده افتادند كه ايمان آورديم به پروردگار جميع عوالم .
بسيار مورد تعجب است چون غير سحره هم بسيارى ايمان آوردند از بنى اسرائيل و غير آنها لكن از ترس فرعون علنا اظهار نمىكردند و اين سحره با اينكه در چنگال فرعون بودند و به اجبار و اكراه آنها را وادار بسحر كرده بود علنا بدون خوف و تقيه اظهار كردند كه ما ايمان آورديم .
(
قالُوا آمَنَّا )
آن هم چه ايمانى كه حاضر شدند كه دست و پاى آنها را قطع كنند و بدار بزنند و دست از ايمان بر ندارند كه درجه اعلاى ايمان است مثل ايمان اصحاب ابى عبد اللَّه كه عينا ميديدند مرگ را مقابل چشم خود حتى سينه خود را مقابل تيرها ميگرفتند كه به بدن مطهر ابى عبد اللَّه اصابت نشود حتى مثل عابس كه لباس از خود دور ميكرد كه سنگ بر روى بدن بخورد از طرف دشمن و واقعا تا يك نفر از آنها باقى بود نگذاشتند يك تير به بدن ابى عبد اللَّه اصابت كند . ايمان موقعى كه رسوخ در قلب كرد ديگر زوال پذير نيست .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 48 ]
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ ( 48 )
پروردگار موسى و هارون .
سؤال : بعد از اقرار بايمان برب العالمين جاى اين نميماند كه بگويند (
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ )
.
جواب : عدم اكتفاء به گفتن « رب العالمين » براى اين بود كه فرعون ميگفت من رب العالمين