اشكال : سحر حرام است حتى دارد
« الساحر كالكافر و كان آخر عهده الى الاسلام » .
جواب : بعض مفسرين گفتند امر تهديديست مثل
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
( فصلت آيه 40 ) و مثل
فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ
( زمر آيه 17 ) بعضى گفتند تقدير است يعنى اگر حق با شما است القاء كنيد . بعضى گفتند امر بنحو جايز است نه بنحو حرام لكن تحقيق در جواب اينست كه اينها البته القاء ميكردند بامر فرعون اگر حضرت موسى قبلا القاء عصا ميكرد سحره ميفهميدند معجزه است و ايمان مىآوردند و ديگر القاء نميكردند و حجت بر ديگران تمام نميشد ولى پس از القاء آنها و بلع عصا تمام آنها را بسيارى ايمان آوردند و حجت بر همه تمام شد .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 44 ]
فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ ( 44 )
پس سحره القاء كردند انداختند ريسمانهاى خود را و عصاهاى خود را و گفتند قسم بعزت فرعون محققا هر آينه ما غالب هستيم .
گفتند جيوه در طنابها و عصاهاى خود ريخته بودند و آنها را مجوّف و تو خالى درست كرده ، بودند و آنها را به صورت مار و حيوانات قرار داده بودند و بسيار در اين باب صنعت به كار زده بودند براى اينكه در مقابل فرعون و اين جمعيت كذا علميت خود را اظهار كنند و چون شنيده بودند كه حضرت موسى عصا را انداخت مار شده بود خيال كردند آن هم از همين باب است لذا قسم ياد كردند كه اگر موسى يك مار و افعى نشان داد ما هزار مار و ساير حيوانات را نمايش ميدهيم و چون آفتاب بلند شد اين طنابها و عصاهاى مجوّف بواسطه آب شدن جيوهها به حركت در آمد ولى نه طنابها و نه عصاها بزرگ شد و نه در سير افتاد پس متحرك بود .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 45 ]
فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ ( 45 )
پس انداخت موسى عصاى خود را پس بناگاه بلعيد آنچه را كه سحره دروغى صنعت كرده بودند .
اولا : اژدهاى عظيمى شد كه بيك مرتبه فورى تمام اين سحر سحره را يك لقمه كرد و بلعيد كه اين جمعيت پراكنده شدند كه الان تمام ما را ميبلعد حتى تخت فرعون و هامان را لرزه