بقتل ندادند و جلساء تو رأى بقتل دادند زيرا آنها حرام زاده نبودند و اينها هستند ، بلكه مىگوييم كه خود يزيد هم از فرعون پستتر و خبيثتر بود حتى اجازه نشستن به حضرت نداد و حكم بقتل داد و جلاد حضرت را برد در باغچه سراى و قبر هم بر او كندند دست غيبى گردن جلاد را زد و هزار گونه ظلمهاى ديگر او .
(
قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ )
اطرافيان فرعون گفتند به او « ارجه » بعضى گفتند مراد نگاهدار موسى را يعنى حبس كن لكن معنى اينست كه مهلت ده و مناسب اين بود كه بگويند مهلت بگير از موسى ولى بواسطه عظمت فرعون تعبير كردند كه او را و برادر او را مهلت ده .
(
وَ ابْعَثْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ )
گفتند و بفرست در شهرها تمام جمع شوند و محشور گردند . حديثى عياشى نقل كرده بسيار مفصل است خلاصه اينكه فرعون هفت شهر بنا كرد و بين شهرها بيشهها و باغات و نخلستانها قرار داد و در هر بيشه شيرى گذاشت و جمعيتى كه مجتمع شدند هشتاد هزار بودند .
(
يَأْتُوكَ )
گماشتگان و نظاميها كه در اين مدائن فرستاده بود بياورند نزد تو .
(
بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ )
و گفتند سحره هفتاد نفر بودند كه در سحر مهارت تامى داشتند كه مفاد عليم است .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 38 ]
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ ( 38 )
پس جمع كردند سحره را از براى ميقات روز معينى .
چون فرعون بموسى گفت :
فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَ بَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لا أَنْتَ مَكاناً سُوىً
( طه آيه 60 ) و مراد از مكان سوى زمين ساده كه هيچ پستى و بلندى و اشجار و ابنيه نداشته باشد حضرت موسى فرمود :
مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى
( طه آيه 61 ) و مراد از يوم الزينة روز عيد آنها بود كه تعطيل عمومى بود و تمام زينت كرده براى تفريح و تماشا خارج ميشدند و مراد از ضحى قدرى از روز بر آمده كه از چاشت فارغ شده باشند و از شهر خارج شده باشند و سحره را هم آوردند و مراد از ميقات يوم معلوم همان يوم الزينة و يوم العيد است .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 39 ]
وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ ( 39 )
اعلان كردند تمام اهل مصر و مدائن فرعون