بتوحيد و تصديق انبياء و بيوم الجزاء و به تمام ضروريات دين و مذهب و روح ايمان ولايت است و الا مرده است .
دوم (
وَ عَمِلَ صالِحاً )
است و اعمال صالحه آنست كه مطابق دستور انبياء جامع جميع شرائط صحت خالى از جميع موانع تام الاجزاء باشد .
سوم
وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ
صبر هم سه قسم صبر داريم : يك صبر در بليات و واردات و مصائب كه تحمل كند دو صبر بر مشقت عبادت كه در مقابل تحصيل علم و عمل باشد و مسامحه نكند . سوم صبر بر ترك معاصى و شهوات نفسانى كه درجاتش مختلف است ، صبر در بلا سيصد درجه ، صبر بر عبادت ششصد درجه ، صبر بر معاصى نهصد درجه و در قرآن ميفرمايد
إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
( زمر آيه 10 ) .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 81 ]
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ ( 81 )
پس خسف فرموديم ما به او و بدار او زمين را يعنى در زمين فرو رفت پس نبود براى او از جماعت اجزاء و اصحابش كسى كه او را يارى كند از غير از خدا و نبود او از يارى شدگان .
گفتند قارون يكى از زنهاى فاحشه را خواست و به او گفت من دو كيسه اشرفى كه دو هزار اشرفيست به تو مىدهم كه فردا در مجمع بنى اسرائيل بيايى و بگويى كه موسى با من زنا كرده فاحشه قبول كرد لكن در شب به خود آمد و گفت اين چه عمليست من بجا بياورم كه نسبت زنا به پيغمبر خدا بدهم اينهمه معاصى مرا بس نيست فردا آمد در مجمع بنى اسرائيل و گفت قارون به من دو كيسه اشرفيرا داده ببينيد كه مهر قارون به او خورده كه من بيايم و نسبت زنا بموسى - دهم و حاشا و كلا كه من همچه نسبتى به پيغمبر خدا دهم حضرت موسى بسيار غضبناك شد عرض كرد پروردگار را تا چه اندازه او را مهلت ميدهى خطاب شد زمين را در تحت اختيار تو قرار دادم حضرت موسى به زمين امر فرمود كه قارون را بگير قارون فرو رفت در زمين بعضى بنى اسرائيل گفتند حضرت موسى ميخواهد تمام اموال قارون را ضبط كند حضرت موسى ،