بسيار بوده لكن چند معجزه از معجزات باقيه است تا دامنه قيامت يكى همين قرآن مجيد است كه اگر امروز هم توانستند مثل آن را بياورند ما دست برميداريم و يكى همين اخبار از گذشته و آينده و اوصياء خود و پيشآمدهاى آنها و از دوره آخر الزمان كه بالعيان مشاهده شده و ميكنيم و يكى استحكام دستورات او كه تمام موافق حكمت و مصلحت است .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 45 ]
وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا وَ لكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ( 45 )
و لكن ما انشاء فرموديم قرنهايى بس طولى كشيد ميان آن قرنها بر آن قرون عمرهايى و نبودى مقيم در اهل مدين تلاوت كنى ، بر آنها آيات ما را و لكن ما بوديم ارسال كننده انبياء .
وَ لكِنَّا أَنْشَأْنا قُرُوناً
يعنى قبل از بعثت شما قرنهايى ايجاد فرموديم قرن نوح و هود و صالح و ابراهيم و لوط و شعيب و موسى و عيسى و ساير قرنها كه اينها قوم آنها ايمان نياوردند و بچه عذابهايى هلاك شدند .
فَتَطاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ
ميانه هر قرنى با قرن ديگر طول زمانى پيدا كرد كه قرن بعد از قرن قبل بى خبر شدند و فراموش كردند كه تعبير به زمان فطرت ميكنند قوم عاد از قوم نوح قوم ثمود از قوم عاد زمان ابراهيم و لوط از قوم ثمود قوم شعيب از قوم لوط قوم موسى از قوم شعيب قوم عيسى از فرعونيان قوم شما در دوره جاهليت از زمان عيسى به كلى غافل بودند و در شرك و كفر و فساد فرو رفته بودند حتى باندازهاى كه اصلا منكر شدند كه انبيايى نبودند و قومى هلاك نشدند .
وَ ما كُنْتَ ثاوِياً فِي أَهْلِ مَدْيَنَ
ثاويا از ماده ثوى بمعنى مثوى جاى گرفتن و اقامة كردن است نبودى كه بچه عذابهايى هلاك شدند ، ممكن است تا اينجا كلام تمام شده و جملهء
تَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
جمله مستقله باشد و مرجع ضمير عليهم اهل مكه و قوم حضرت رسالت و امت آن حضرت باشند كه براى اينها تلاوت مىفرمايى قضاياى امم سابقه كه اينها غافل و بى اطلاع بودند و ممكن است متعلق بجمله قبل باشد و مرجع ضمير اهل مدين باشند