وَ رَحْمَةً
مشمول تفضلات الهى در دو عالم شوند .
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
لكن متذكر نشدند و لعل براى ترديد نيست بلكه مراد بايد متذكر شوند ولى نشدند .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 44 ]
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ( 44 )
و نبودى به طرف غربى زمانى كه حكم فرموديم بموسى امر را و نبودى از شاهدين كه بحس مشاهده كنى .
در بعض اخبار دارد كه مراد از امر وصايت يوشع بن نون بوده كه هر پيغمبرى را كه من ميفرستادم وصى او را معين ميكردم و تعيين وصى بدست من است يعنى تو هم يا رسول اللَّه بايد وصى خود را معين كنى و در بعض آنها دارد كه مراد ذهاب بسوى فرعون بوده لكن ظاهرا مراد اين باشد كه قضاياى موسى را اگر تو بودى و ميديدى و خبر ميدادى بامت اين معجزه نبود ميگفتند خود ديده و خبر ميدهد ولى فعلا كه ببيانات قرآنى خبر ميدهى به آنها از اين امور اين خود يكى از معجزات است كه نبوده و نديده خبر از قضاياى موسى و همچنين ساير انبياء و امم آنها ميدهد چنانچه خبر از آينده و پيشامدها ميدهد كه خداوند علم ما كان و ما يكون را از اول خلقت تا خلود در آخرت ميدهد و اين خود معجزه بزرگيست لذا ميفرمايد :
وَ ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ
تو كه نبودى به طرف غربى طور يا وادى ايمن .
إِذْ قَضَيْنا إِلى مُوسَى الْأَمْرَ
دستوراتى كه بموسى داديم و تقاضاهايى كه موسى نمود از ذهاب بسوى فرعون و فرعونيان و جعل برادرش هارون را بهمراه او نزول تورات و ساير قضايايى كه در اين قرآن مجيد به تو خبر دادهايم و آنچه بوحى خود بر تو بيان كردهايم مثل جعل وصى و ساير امورى كه براى موسى دستور دادهايم .
وَ ما كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ
و نبودى كه مشاهده كنى پس از كجا به تمام خصوصيات او خبر ميدهى جز از طريق وحى طريق ديگرى ندارى كه گفتيم معجزات صادره از حضرت رسالت