تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
كرده كه فرمود بقعه مباركه زمين كربلا است و تعبير بمباركه براى اينست كه در بردارد جسد شريفه ابى عبد اللَّه را چنانچه از حضرت سجاد است « طوبى لارض تضمنت جسدك الشريف » و بقعه قطعه زمين است و در خبر است كه زمين كربلا قطعه‌اى از زمين بهشت است و هر كه در زمين كربلا مدفون شد چون در قيامت خطاب ميرسد كه اين قطعه را بجاى خود برگردانيد مىبرند در بهشت و چون مدفونين در اين ارض مقدسه سر از قبر بيرون آورند خود را در بهشت مشاهده ميكنند خطاب ميرسد بملائكه كه مقدارى از اين زمين كم شده عرض ميكنند شيعيان بردند جوف كفن خود گذاردند خطاب ميرسد آنها را هم بياوريد .
مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
خداوند ايجاد كلام كرد در شجره كه يكى از اسماء الهيه متكلم است يعنى خلق مىكند كلام را و چون كلام امر عرضيست بايد در يك محلى ايجاد شود در هوا يا در عرش يا در شجره چنانچه قرآن مجيد كلام حق است و همچنين احاديث قدسيه نه اينكه خدا آمده باشد در درخت چنانچه مجسمه گفتند ،

[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 31 ]

وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَلَمَّا رَآها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ وَلَّى مُدْبِراً وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى أَقْبِلْ وَ لا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ( 31 ) و اين كه بينداز عصاى خود را پس چون رؤيت كرد آن عصا را به حركت در آمد مثل اينكه ماريست بزرگ برگشت و نزديك نرفت اى موسى اقبال كن رو به او برو و نترس بدرستى كه تو از آمنين هستى ايمن هستى .
وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ
يك جمله در تقدير است بواسطه دلالت كلام كه پس از امر بالقاء عصا فالقاها و چون القاء كرد .
فَلَمَّا رَآها
پس ديد آن عصا را .
تَهْتَزُّ
يعنى به حركت و جنبش در آمد .
كَأَنَّها جَانٌّ
در اينجا تعبير بجان فرموده و اهتزاز در سوره طه ميفرمايد
فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
( آيه 20 ) در سوره اعراف ميفرمايد
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
( آيه 107 ) و هر سه اطلاق مفاد يك معنى است نه آنچه مفسرين گفتند كه باختلاف مواقع است بر موسى و بر فرعون و بر