ترك اولى سزاوار نيست از آنها و گمان نكنيد كه ترك اولى فعل مكروهيست بلكه با مستحبات بسيار با فضيلت هم سازش دارد مثلا ده عمل مستحبّ با فضيلت باشد مثل تلاوت قرآن ، اشتغال باذكار ، گريه از خوف الهى ، صلوة نافله ، صدقات مندوبه ، احسان به بندهگان و امثال اينها لكن افضل از همه آنها ارشاد و هدايت است اگر اشتغال به آنها پيدا كرد البته مثوبت آنها را درك مىكند لكن ترك اولى كرده لذا در حق اين چهارده نور پاك ما معتقديم كه حتى ترك اولى هم از آنها صادر نشده و لذا افضل از همه انبياء و رسل هستند .
فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 17 ]
قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ ( 17 )
موسى عرض كرد پروردگار من بسبب اينكه انعام فرمودى به من از مغفرت و رحمت پس نميباشم هرگز پشت از براى مجرمين .
از اين آيه استفاده مىشود كه همراهى و اعانت كفار و مشركين و ظلمه و فساق و فجار جائز نيست زيرا تمام اينها مصداق مجرم هستند و مخصوصا در اخبار بسيار مذمت از اعانت ظالم شده حتى دارد
« لا تعنهم على بناء مسجد »
و دارد
« من اعان ظالما سلطه اللَّه عليه »
و فرداى قيامت ، ندا ميكنند
« اين الظلمة اين اعوان الظلمة اين اشباه الظلمة فيضرب لهم سرادق من النار حتى يفرق الناس من الحساب »
و نيز دارد ميفرمايد
« و عزتى و جلالى لا يجوزنى ظلم ظالم » .
قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ
از مغفرت و عفو از اين جمله استفاده مىشود مقام نبوت موسى كه به او وحى رسيد كه
« فَغَفَرَ لَهُ »
و الا از كجا ميدانست كه مشمول مغفرت الهى شده .
فَلَنْ أَكُونَ
لن براى نفى تأييد است يعنى هرگز نميباشم .
ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ
. مطلقا .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيه 18 ]
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خائِفاً يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قالَ لَهُ مُوسى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ ( 18 )
پس صبح كرد در مدينه در حالى كه خائف بود كه فرعونيان او را دستگير كنند و بازاء قتل قبطى او را بقتل رسانند و انتظار ميكشيد كه بكجا امر