تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
پس از پدرش بمقام سلطنت رسيد و در دربارش كه طرف مشورت او بودند هزار نفر كه هر يك آنها هزار قشون داشتند كه جمعيت لشكرش دو كرور مىشود هزار هزار و لفظ بلقيس مركب است مثل حضر موت و سر تسميه او اينست كه پس از آنكه بعد از پدرش بتخت سلطنت رسيد رؤساء لشكر بعضى از بعضى سؤال كردند كه سيره اين با سيره پدرش چه نحوه است آنها گفتند بالقياس يعنى مطابق با او است لذا معروفه شد بنام بلقيس . (
تَمْلِكُهُمْ )
يعنى سلطان آنها بود كه سلطان را ملك ميگويند مثل ملوك قياصره و اكاسره . (
وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ )
از جواهرات و طلاجات و اراضى و باغات و فرش‌ها و اموال بسيار . (
وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ )
هدهد تخت سليمان را ديده بود و مع ذلك تخت بلقيس را عظيم ميشمارد يعنى از تخت سليمان بالاتر و مهم‌تر بود گفتند سى زراع در سى زراع و ارتفاعش ، سى زراع يعنى طول و عرض و ارتفاعش سى زراع بوده كه حاصل ضربش بيست و هفت هزار زراع مىشود مقدمش از طلا مرصع بياقوت احمر و زمرد ( زبرجد ) اخضر و مؤخرش از نقره مكلل بالوان جواهرات و گفتند هفت بيت داشت و ابوابش مقفل بود .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 24 ]

وَجَدْتُها وَ قَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ ( 24 ) يافتم آن ملكه سبأ را و قومش و رعيتش را سجده ميكردند براى خورشيد آفتاب پرست بودند از غير خدا و زينت داده بود شيطان در نظر آنها اعمال آنها را و جلوگيرى كرده بود آنها را از راه حق و صراط مستقيم پس آنها هدايت نميشدند . تنبيه : مشركين منكر وجود اللَّه نبودند مثل دهرى طبيعى و لذا شريك در عبادت غير او را قرار ميدادند و ممكن است بگوئيم بسيار از آنها توحيد ذاتى را هم منكر نبودند كه واجب الوجود بالذات خداوند متعالست ولى باستحسانات خود ميگفتند كه در عبادت بايد متوجه شد و مقابل جسمى كه قابل مشاهده باشد ايستاد و عبادت كرد نه مثل مسلمين كه مقابل كعبه ميايستند اينها عبادت كعبه نميكنند بلكه كعبه را قبله ميدانند و هر طائفه از مشركين يك چيزى