تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
هدهد طولى نكشيد كه حاضر شد و خبر آورد پس گفت : ( احطت ) احاطه نظرى و علمى نه احاطه قدرتى و اين دليل است بر اينكه حيوانات به اندازه‌اى شعور و ادارك دارند كه افعال عباد را ميفهمند و از عقايد آنها و خوب و بد آنها اطلاع پيدا ميكنند .
جمله ذرات زمين و آسمان * با تو ميگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و هشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم
(
بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ )
كه حضرت سليمان با آن وسعت مملكتش و كثرت جنودش خبر نداشت . (
وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ )
شهر سبأ و قرآن ميفرمايد :
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
( سبأ آيه 15 و 16 ) در حديث از پيغمبر ( ص ) سؤال كردند از سبأ كه اسم مرد است يا زن فرمود اسم مرد است ده اولاد آورد شش نفر آنها يتأمن يعنى اهل يمن بودند و چهار نفر آنها يتشأم يعنى اهل شام . اهل يمن از آن شش نفر بودند و اهل شام از آن چهار اما يمنيها ، اسامى آنها ازد ، كنده ، مذحج ، اشعرون ، انمار ، حمير . شخصى سؤال كرد انمار كيانند ؟ فرمود اينها هم دو قبيله شدند خثعم و بجيله ، و اما شاميها اسامى آنها عامله و جذام و لخم و غسان و سبأ ابن يشحب بن يعرب بن قحطان است و اين قبائل را بنام جد خود سبأ ميگويند كه اهل يمن و شام هستند . (
بِنَبَإٍ يَقِينٍ )
يعنى هدهد گفت من از سبأ خبر يقينى آورده‌ام سپس خبر يقينى خود را بيان كرد :

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 23 ]

إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ( 23 ) به درستى كه من يافتم زنى را كه سلطان آنها بود و به او داده شده بود از هر چيز و از براى او بود تختى با عظمت و بزرگى . (
إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً )
نامش بلقيس بود دختر هدهاد كه از سلاطين يمن از ملوك حمير