(
فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ )
كه بجاى خود نمىبينم جاى ديگرى مكث كرده .
(
أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ )
يا از عسكر بيرون رفته و از تحت فرمان خارج شده .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 21 ]
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ( 21 )
هر آينه او را عذاب ميكنم عذاب سختى يا او را سر ميبرم يا بياورد براى من بدليل محكم و عذر موجهى .
از اين جمله استفاده مىشود كه حيوانات هم مكلف بتكاليف هستند و در مخالفت تكليف استحقاق عذاب دارند غايت الامر عقوبت به آنها در همين عالم است فرداى قيامت عذاب جهنم ندارند و استحقاق بهشت هم ندارند خداوند با آنها چه معامله ميفرمايد شايد محلى بر آنها معين فرمايد تعيش كنند مثل مجانين و قاصرين از كفار و اطفال آنها كه لياقت بهشت ندارند كه شرطش ايمان است و استحقاق عذاب هم ندارند چون مقصر نيستند .
(
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً )
بعضى گفتند عذاب شديد كندن پر و بال اوست ، و بعضى گفتند جاى دادن اوست در نزد حيواناتى كه ضد او هستند ، كه گفتند : « روح را صحبت ناجنس عذابيست اليم » ، و بعضى گفتند در آفتاب حبس ميكنم او را و ما مىگوييم حضرت سليمان بهتر ميداند كه چه عذابى به او بكند .
(
أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ )
او را ذبح ميكنم كه بقتل ميرسانم .
(
أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ )
مريض بوده يا در چنگال دشمن گرفتار شده يا پيشامدى بر او شده كه مانع از حضور شده .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 22 ]
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ( 22 )
پس مكث كرد مدت كمى نزديكى پس گفت احاطه و اطلاع پيدا كردم به آنچه شما احاطه به آن نداشتى و آمدم نزد شما به خبر قطعى يقينى .
(
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ )
بعضى گفتند فاعل مكث حضرت سليمان است يعنى چيزى نگذشت بر سليمان بنا بر اين جمله در تقدير است كه فجاء هدهد و سئل سليمان عنه ما سبب فقدانك ؟
( فقال ) هدهد در جواب سليمان و بعضى گفتند فاعل مكث همان فاعل فقال است كه