تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ابا عبد اللَّه در گودال قتلگاه عرض مىكند « الهى رضا بقضائك صبرا على بلائك لا معبود لى سواك » يكى از لشگريان ابن سعد نامش هلال است نقل مىكنند كه گفت نزد ابن سعد بودم پياده‌اى دوان دوان آمد نزد ابن سعد گفت امير البشارة حسين از بالاى اسب به زمين افتاد اسب تاختم بروم تماشاى جان دادن حسين را بكنم چون آمدم ديدم صورت برافروخته خرم خندان « شغلنى جمال وجهه عن الفكرة فى قتله » .
در بلاء خوش مىكشم لذات او * مات اويم مات اويم مات او
حضرت موسى بن جعفر در زندان سجده شكر مىكند كه از خداوند درخواست كردم يك جاى خلوتى براى عبادت او به من عنايت فرمود : حضرت ابراهيم در فلاخن رو به آتش مىرود و مىفرمايد : « حسبى من سؤالى علمه بحالى » اين خوف است كه مىفرمايد : (
إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ )
. از امير المؤمنين ( ع ) است كه مىفرمايد اگر خداوند فرداى قيامت بفرمايد من تمام اهل محشر را بهشت مىبرم مگر يك نفر على مىترسد كه آن يك نفر على باشد و اگر بفرمايد تمام را جهنم مىبرم مگر يك نفر على اميدوار است كه آن يك نفر على باشد .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 11 ]

إِلاَّ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 11 ) مگر كسى كه ظلم كرده باشد ، پس از آن تبديل كند بدى را به خوبى پس محققا من آمرزنده مهربانم . اين آيه را بعضى اين نحو تفسير كردند كه استثناء منقطع است يعنى غير مرسلين كسانى كه معصيت كرده بعد توبه كنند و عزم بر عدم عود داشته باشد او خائف است پس من آمرزنده و مهربانم نسبت به او و اينكه استثناء منقطع است از جهت عصمت انبياء است بعضى اين نحو تفسير كردند كه كلمه الا و لا بوده الف بجاى واو و اين جمله عطف است بر مرسلين يعنى همين نحوى كه مرسلين خوف ندارند كسانى كه موفق به توبه شدند پس از معاصى آنها هم خوف ندارند چون خداوند غفور و رحيم است و قبول توبه مىكند و تحقيق كلام اين است كه نه استثناء منقطع است و نه الا به معنى و لا بلكه مراد از (
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ )
ترك اولى است مثل