( تهتز ) اهتزاز به حركت در آمدن و خود را به زمين كشاندن است و اين اولين معجزه است كه به موسى عنايت شد براى اطمينان قلب موسى .
(
كَأَنَّها جَانٌّ )
جان ماريست طولانى يعنى مار بزرگيست گذشت كه گاهى تعبير بحيه فرموده
فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى
( طه آيه 20 ) در اينجا تعبير بجان كرده كه اژدها باشد در جاى ديگر تعبير به ثعبان فرموده و گفتند جان ماريست اكحل العينين سياه چشم بعضى گفتند مار سفيد است بعضى گفتند زرد است بعضى گفتند مثل اسب بال دارد و گذشت كه ثعبان افعى است در سورهء اعراف مىفرمايد :
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
( آيه 107 ) و اين حالات مختلفه داشته حيه بوده براى موسى جان بود براى فرعون ثعبان بود براى سحره حية لعدوها كه به سرعت مىرفت جان لطولها كه گفتند به تمام قد بلند مىشد و روى دم مىايستاد و دهان باز كرد كه يك لب به زمين و يك لب بالاى قصر فرعون و ثعبان لبلعها كه تمام سحر سحره را بلعيد .
(
وَلَّى مُدْبِراً )
حضرت موسى ترسيد و بنا كرد عقب عقب رفتن صورت به سوى جان بوده و پس پس مىرفت .
(
وَ لَمْ يُعَقِّبْ )
پشت نكرد بمار كه او را نبيند و ترسيد لذا خطاب رسيد :
(
يا مُوسى لا تَخَفْ )
آنكه قدرت دارد عصا را حيه و جان بكند قدرت دارد برگرداند عصا كند .
(
إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ )
بعضى گفتند چون انبياء و مرسلين معصوم بودند لذا خوف نداشتند لكن اين كلام غلط است معصومين خوف آنها بيشتر است از سايرين چنانچه رجاء آنها هم بالاتر است و توضيح مطلب اينكه سه قسم خوف داريم :
( 1 ) خوف از بليات و مضار دنيوى و گرفتارىها و شكنجههاى دشمن و اذيت و ظلمهاى آنها .
( 2 ) خوف از معاصى و عواقب امور و از عذاب الهى .
( 3 ) خوف از عظمت و بزرگوارى الهى و خود را كوچك و حقير دانستن . انبياء و مرسلين بلكه صلحاء مؤمنين خوف اول را ندارند چون مىدانند آنچه بر آنها وارد مىشود عين صلاح است و به جا و به موقع است و كمال رضا و خوشنودى را از قضاء الهى دارند ببينيد حضرت