تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

[ سوره النور ( 24 ) : آيه 3 ]

الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلاَّ زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلاَّ زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ( 3 ) مرد زانى نكاح نمىكند مگر زن زانيه را يا زن مشركه را و زن زانيه را نكاح نمىكند مگر مرد زانى يا مرد مشرك و حرام شده است اين براى مؤمنين ، اين آيهء شريفه از مشكلات آيات است و مفسرين اختلاف زيادى در مفاد آن كرده‌اند از جهاتى ، يكى اينكه كلمهء لا ينكح و لا ينكحها مفادش نهى است يا فقط اخبار است ، ديگر آنكه معنى نكاح عقد است يا وطى است . ديگر آنكه اين حكم نسخ شده يا باقيست و اخبار بسيارى از ائمه اطهار ، حضرت باقر و حضرت صادق و حضرت كاظم و حضرت رضا عليهم السلام داريم كه از اين بزرگواران سؤال مىكردند و آنها جواب ميفرمودند . و توضيح آيه و مفاد اخبار بعد از صرف نظر از كلمات مفسرين موقوف بر بيان چند امر است . 1 - در زمان جاهليت و قبل از بعثت زن‌هاى زانيه بسيار بودند حتى بر بالاى در منزل خود علم نصب ميكردند كه ذوات الاعلام ميگفتند كه از جمله آنها مرجانه مادر عبيد اللَّه و سميه مادر زياد بود و قضيه غريبه‌اى تطفلا اشاره مىشود . در مجلس معاويه عمر و ابن عاص گفت من در زمان جاهليت قوّاد بودم يعنى زنهاى زانيه در تحت اختيار من بودند يك روز ابو سفيان از سفر آمده بود و از من يك زن خواست گفتم فعلا كسى را ندارم جز سميّه گفت او را طالب نيستم چون دهانش متعفن است . گفتم ديگرى را ندارم ناچار سميه را اختيار كرد و رفت نزد او و موقعى كه بيرون آمد ديدم از عورتش منى خارج ميشد فورا معاويه برخواست دست در گردن زياد كرد و گفت اين برادر من است و او را برد نزد دخترانش و گفت اين عموى شما است .