[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 67 ]
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ ( 67 )
تكبر ميكنيد به تلاوت آيات قرآن و شبها دور هم جمع مىشويد و بر يكديگر حكايت مىكنيد و هزيان و جسارت و اهانت مىكنيد و قرآن را عقب سر مىاندازيد .
(
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ
) فرق است بين كبر و تكبر و استكبار ، كبر صفت خبيثه است كه در نفس پيدا مىشود بسبب يك جهاتى كه در خود مىبيند يا علم يا قدرت يا مال يا جاه يا حسب يا نسب يا قبيله و عشيره و امثال اينها با اينكه انسان پست ترين حيوانات است ، زيرا حيوانات مؤاخذه و عقوبت و عذاب ندارند ، و از امير - المؤمنين است قريب به اين مفاد .
( ما للانسان و الكبر من كان اوله نطفة قذرة و آخره جيفة نتنة و بينهما حامل عذرة ) .
تكبر ، بزرگى كردن است بر ديگران و خود را بر آنها مقدم دارد حتى بر انبياء و اولياء و مقربان درگاه الهى و در مذمتش همين بس كه مىفرمايد :
(
فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
) نحل آيهء 31 .
(
قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
) زمر آيهء 72 (
ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ
) مؤمن آيهء 76 و اما استكبار اينست كه هيچ منشأ بزرگى كه خيال مىكنند در او نباشد و بزرگى را به خود ببندد به اصطلاح لوس بىجهت و اين بدتر از تكبر است كه يك منشأ براى او تخيل كرده و مرجع ضمير به قرآن مجيد است يا رسول محترم (
سامِراً
) سامر كسى را گويند : كه در شب با ديگران صحبت و مذاكره دارد كه اينها شبانه دور هم جمع مىشدند و كلماتى بين خود مذاكره ميكردند .