تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
و داخليه و باطنيه كه از سر تا پا تمام شود مثل جسم بىروح ، پس از آن انشاء فرموديم انسان را خلق ديگرى كه از اين مواد جسمانى خارج است و از عالم روحانى به او روح افاضه نموديم ؟ پس بسيار است بركات الهيه كه انسان را بهترين مخلوقات قرار داد و خداوند بهترين خلق كننده‌گان است . (
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً
) مراحلى را طى كرد تا نطفه مبدل به خون بسته شد ماده همان ماده است صورت تغيير كرد كه جسم را گفتند مركب از ماده و صورت است ، و صورت سه قسم داريم ، صورت جنسيه كه تمام اجسام دارند جمادى و نباتى و حيوانى ، و صورت نوعيه كه در انواع جمادات و نباتات و حيوانات موجود است ، در جمادات مثل جواهرات و فلزّات و احجار و غيرها ، و در نباتات مثل انواع حبوبات و اثمار و اشجار و خضرويات ، و در حيوانات مثل انواع حيوانات از طيور و وحوش و سباع و بهائم و حشرات كه يك نوع آن انسان است و ديگر صورت شخصيه كه مختص بر فرد از هر نوع است و افراد را از يكديگر متمايز مىكند (
فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً
) صورت نوعيه خون مبدل شد به صورت مضغه (
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً
) صورت مضغه مبدل به صورت عظم شد لكن صورت عظمى ديگر تغيير نكرد ، بلكه رشد پيدا مىكند ، عطف آن را تغيير داد و فرمود : (
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
) تا اينجا راجع بسلالهء طين بود به حفظ ماده و تبديل صور جنسيه و نوعيه و شخصيه لكن قدرت كامله اين است كه مىفرمايد : (
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
) كه از عالم مجردات آن روح انسانى كه نه ماده دارد و نه صورت و نه مكان دارد و نه مناسبت با عوالم جسمانى خداوند چنان علاقهء بين آن و بين جسم قرار داد كه علاقهء تدبيرى است كه عقلاء در حيرت هستند لذا مىفرمايد :