آسمانها مثل نقره است و كواكب در آنها مثل ميخ كوفته شده و تمام آنها دور كرهء زمين چرخ مىخورند لذا مىگويند :
آسمان مثل لولهء كاغذ مىشود كنار صحراى محشر مىافتد . و چون اين قول بسيار سخيف و با استكشافات امروزه سازش ندارد و باطل است ، و مفسّرين هم وجوهى گفتهاند كه به نظر تمام نيست ، تحقيق مطلب كه هم از اين آيه استفاده مىشود و هم از آيات ديگر ، و هم از اخبار اينكه آسمانها يك هوا و فضاى لطيف است كه از هواى ما و فضاى ما لطيفتر است ، و در ابتداء امر به صورت دخان و دود بود چنانچه مىفرمايد :
« ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ »
فصّلت آيهء 10 .
و در قيامت هم بر مىگردد به همان حالت دخانيّت چنانچه مىفرمايد :
« فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ »
دخان آيهء 9 .
و ممكن است بلكه بعيد نيست كه تعبير به دخان كنايه و اشاره باشد به تاريكى و ظلمت كه قبل از خلقت شمس و قمر و ساير كواكب اين فضاى وسيع تاريك بوده مثل دود به نظر مىآيد ، و در قيامت كه شمس و قمر و ساير كواكب نور آنها گرفته مىشود نيز تاريك مىشود مثل دود .
(
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ
) ، طوى بمعنى فناء و تغيير است كه اين فضا به صورت دخانيّت در مىآيد چنانچه در تفسير على بن ابراهيم مىگويد : « نطويها نفنيها و تتحوّل دخانا » .
(
كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
) : در تفسير على بن ابراهيم مىگويد :
« السجلّ اسم الملك الّذى يطوى الكتب »
و اين مأخوذ است از خبرى كه در برهان مسندا از زراره نقل نموده از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود : ملكى است نامش اسماعيل و سيصد هزار ملك در تحت فرمان او هستند ، و اعمال بندهگان را مىنويسند و مىبرند بالا ، ملكى است نامش سجلّ است مىگيرد و فقط اعمال خير و شرّ را ثبت مىكند و بقيه را رها مىكند .