تراشيدند حتى هر نفرى بتى در بغل داشت ، و اما گاوپرستان هر گاو مادّه را خدا مىدانستند ، و اما ستاره پرستان تمام كواكب از خورشيد و ماه و زهره و ساير كواكب را خدا ميگرفتند و هكذا مثل نمرود و شدّاد و فرعون و باب و بهاء را خدا پنداشتند ، و لكن اهل حق نگرفتند .
(
آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ
) : از روى زمين بخصوص تراشيده و صنعت خود را كه ابراهيم عليه السلام فرمود :
« أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ »
صافات آيهء 93 .
(
هُمْ يُنْشِرُونَ
) : نشر احياء است بعد از موت ، منتشر كسانى كه زنده ميشوند پس از موت كه ميفرمايد :
« وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ »
روم آيهء 19 .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 22 ]
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ( 22 )
اگر بر فرض محال بود در آسمان و زمين خدايانى غير از اللَّه هر آينه آسمان و زمين فاسد مىشدند پس منزّه است خداوند متعال پروردگار عرش از آنچه كه شما مشركين توصيف ميكنيد .
مسألة : حكماء در باب توحيد گفتند : توارد علتين بر معلول واحد محال است ، زيرا علت اگر تام التأثير باشد معلول از او منفك نمىشود ، و معلول اين علت احتياج به علت ديگر ندارد . زيرا بر فرض نبودن آن علت موجود مىشود و چون وجود معلول بدون علت محال است پس ديگرى علت نيست . و اين كلام في حدّ نفسه تمام است لكن مكرر گفتهايم : اطلاق علت بر خداوند غلط است .
زيرا لازم مىآيد قدم عالم و سلب قدرت ، زيرا معناى قدرت تساوى فعل و ترك است چنانچه بعضى گفتند :
ان شاء فعل و ان شاء لم يفعل . و اين در علّت تامّه محال است . زيرا انفكاك