محاليتش ثابت نمىشود لذا ميفرمايد :
(
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
) : چون موجب اجتماع و ارتفاع نقيضين مىشود .
(
فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
) : عرش محيط به جميع آسمانها و زمين است و خداوند ربّ و مربّى و نگهبان عرش به جميع آنچه عرش به او احاطه كرده .
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيه 23 ]
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ( 23 )
سؤال نمىشود از خداوند از آنچه مىكند و بندهگان از آنها سؤال مىشود در افعال آنها . نظر به اينكه خداوند حكيم است يعنى عالم به جميع حكم و مصالح است و عادل است يعنى تمام افعالش از روى حكمت و مصلحت است فعل قبيح و فعل لغو و ظلم محال است از او صادر شود نه بمعنى اين كه قدرت نداشته باشد بلكه بمعنى اين است كه نمىكند چنانچه در حق معصوم مىگوئيم محال است كوچكترين معصيت كند نه اينكه نمىتواند بلكه نميكند . و از اين جهت يكى از اركان ايمان تسليم است كه گفتند :
ايمان چهار ركن دارد .
1 - علم قطعى يقينى به جميع امور دينى .
2 - اعتقاد و عقد قلب و دلبستگى بعقايد حقّه .
3 - اقرار قلبى كه كفر جحودى نباشد .
4 - تسليم به جميع تقديرات الهيّه از امور تكوينيّه و تشريعيّه لذا (
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ
) : پس كسانى كه اعتراضاتى به افعال الهيّه دارند چرا مريض شد يا فقير شد ، يا گرفتار بليّات شد ، يا فرداى محشر گرفتار عذاب مخلّد