(
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
) قلوب آنها تمام توجه به اين حيات دنيوى و زخارف او است و بكلّى از دين و آخرت غافل هستند كه ميفرمايد :
« وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ »
عنكبوت آيهء 64 . و نيز ميفرمايد :
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي - الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ »
حديد آيهء 19 و نيز ميفرمايد :
« وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ - الْغُرُورِ »
حديد آيهء 20 و غير اينها .
و بالجمله قلوب آنها غرق شهوت ، و هواهاى نفسانى و لهويّات است .
(
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى
) : اين هايى كه قلوب آنها لاهية است بين خود نجوى و پنهانى بيك ديگر ميگويند . سپس ميفرمايد اينها كيانند .
(
الَّذِينَ ظَلَمُوا
) : و مراد بعيد نيست كه اكابر و رؤساء مشركين باشند كه هم ظلم به نفس كردند ايمان نياوردند ، و هم ظلم به غير كه مانع ضعفاء شدند ، و هم ظلم به دين شرك و كفر و هزار مفسدهء ديگر كه بالحسّ و الوجدان مشاهده مىكنيم .
(
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
) : آيا اين مگر بشرى مثل شما نيست ؟ - تصور مىكردند كه رسول بايد ملك باشد . از جهت اينكه بشر تماسّ با خداوند ندارد .
جواب : اولا - خداوند قدرت دارد با بشر بلكه با حيوانات تكلّم فرمايد . و ثانيا بر فرض عدم تكلّم بتوسط ملك به او وحى مىشود . و اگر آن هم بگوئيد : ممكن نيست پس رسول ملك هم با شما ممكن نيست تماس گيرد .
(
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ
) : آيا مىآئيد سحر را يعنى فريب سحر او را مىخوريد ؟
(
وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
) : و حال آنكه شما با شعور و عقل و بصيرت هستيد يك نفر مثل خود را رسولش مىدانيد و به سحرش مىگرويد خلاف عقل است .