(
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ
) از قبيل ايّاك اعنى و اسمعى يا جاره است خطاب به پيغمبر است ولى مقصود امّت است زيرا تمام دنيا در نظر او و اهل بيت طاهرين او پستتر از گوشت گنديده است در دست كسى كه مبتلى به مرض خوره و كوفت است و با تأكيد بنون مشدّده البته بايد مؤمنين چشم داشت نداشته باشند به دنيا و ما فيها كه در دست بعضى از كفار و مشركين مىباشد
( حلاوة الدنيا مرارة الآخرة و مرارة الدنيا حلاوة الآخرة )
حتى دارد كه خزائن دنيا را بر حضرتش عرضه داشتند قبول نفرمود و فرمود يك روز طالبم سير باشم شكر كنم و يك روز گرسنه صبر كنم حتّى بسا سه روز بسه روز بگرسنگى صبر ميكردند و از عجائب اينكه حقير در چندى قبل در عالم رؤيا خدمت حضرت سليمان مشرّف شدم عرض كردم كه يك نفر از علماء ما در بيان افضليت حضرت خاتم الانبياء بر تمام انبياء سلف بياناتى دارد تا باسم مبارك شما ميرسد ميگويد : ( كم فرق بين من عرض عليه مفاتيح الدنيا فلم يقبلها و بين من قال هبنى ملكا لا ينبغى لأحد من بعدى ) فرمود ما هم براى دنيا نخواستيم عرض كردم چرا لا ينبغى لاحد من بعدى فرمودى به ديگران عطا شود چه مانعى دارد ؟ فرمود نه اينكه به ديگران ندهى بلكه بهر كه هر چه ميدهى به من بيشتر ده چنانچه شما در دعاء كميل ميخوانيد و مىگوييد
( و اجعلنى من احسن عبادك نصيبا عندك و اقربهم منزلة منك و اخصّهم زلفة لديك ) .
(
إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ
) اشاره به اينكه به تمام كفّار داده نشد ميان آنها هم فقراء و ضعفاء بسيار هستند يك اصنافى از آنها به زبان ما دستههايى از آنها را دولت ثروت مكنت عزت رياست داديم آن هم نه از روى لطف و عنايت .
(
زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا
) همين چهار صباح دنيا .
(
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ
) هر قدر بتوانند ظلم و تعدّى و طغيان در معاصى و فجور نمايند تا به عذاب سخت آنها گرفتار شوند .
(
وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى
) خداوند تبارك و تعالى بمقتضاى حكمت و مصلحت بهر بنده آنچه بايد عنايت كند لطف ميفرمايد بنده بايد كمال رضايت