كه
ان غلب عقله على شهوته فهو اشرف من الملائكة و ان غلب شهوته على عقله فهو اخسّ من البهائم .
( آدمى زاده طرفه معجونيست * كز فرشته سرشته و از حيوان
گر كند ميل اين شود به از اين * ور كند ميل آن شود پس از آن
( 2 ) شيطان نه فقط ترك سجده كرد بلكه منكر عدل الهى و حكمت بارى تعالى شد كه بى جا و بر خلاف عدل حكم كردى و از اين جهت كافر شد .
( 3 ) تكبر كرد كه خود را بهتر و بالاتر از آدم دانسته لذا به مجرد امر الهى كه
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
جميع ملائكه بواسطه مقام عصمت و معرفت اطاعت كردند فسجدوا و اما شيطان نظر به اينكه مجرد خاكى بودن آدم را ديده بود و آتش را افضل از خاك ميدانست و خبر از مقام نورانيت آدم نداشت ابا كرد الا ابليس و دليل اقامه كرد كه ترجيح مرجوح بر راجح قبيح است و خاك مرجوح و آتش راجح است گفت
قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً
لذا رانده درگاه الهى شد و مشمول لعن و تعجب اينست كه توبه نكرد و خود را بيشتر در معرض عذاب انداخت .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 62 ]
قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَلِيلاً ( 62 )
گفت آيا مىبينى يعنى البته خواهى ديد آدمى را كه بر من مقدم داشتى و گرامى داشتى هر آينه ميگيرم و ميكشم ذريه او را به طرف دوزخ مگر قليلى كه من حريف آنها نميشوم
قالَ أَ رَأَيْتَكَ
استفهام ترديدى نيست يعنى مشاهده و ميبينى و اين كلمه هم دلالت بر كفر ابليس مىكند زيرا خداوند علمش احاطه دارد چيزى بر علم او افزوده نمىشود كه احتياج برؤيت داشته باشد و نيز خدا را ميترساند كه من هم ذريه او را اغوى ميكنم
هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ
كه من تعظيم و تكريم كنم او را و سجده و تواضع و خاضع و خاشع شوم در مقابل او
لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
كه مرا زنده داشتى و اجل مرا عقب انداختى تا روز قيامة كه همچو تقاضايى كرد