وجود موثر چنانچه اشاره شد
إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
حلم عبارت از اينست كه در مخالفت اوامر و نواهى او خوددارى كند و غيظ و غضب نكند ولى شرط آن ايمان و قابليت است و الا غضب الهى سخت است بر كفار و مشركين و معاندين و مخالفين و غفران عبارت از گذشت است از تقصيرات و دستگاه مغفرت الهى بقدرى توسعه دارد كه حتى انبياء و ملائكه تصور نميكردند .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 45 ]
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً ( 45 )
و زمانى كه تلاوت فرمايى قرآن را بر مشركين و كفار قرار داديم بين تو و كسانى كه ايمان بآخرت ندارند و نمىآورند حجاب و پردهاى كه پوشيده مىشود اين آيه شريفه دو نحوه مىشود تفسير كرد يكى آنكه اين كفار نظر بقساوت قلب آنها و خباثت باطني آنها اين قرآن را حمل بسحر مىكنند و ترا كذّاب و ساحر مىشمارند كه آن قساوت قلب آنها و خباثت آنها پرده مىشود ميانه تو و آنها و درك نميكنند .
و ديگر آنكه چون قابليت ندارند و شرط هدايت دو چيز است فاعليت فاعل بايد تام الفاعليه باشد و قابليت قابل هم تام القابليه باشد و اينها قابليت ندارند لذا قرآن اسباب ضلالت آنها مىشود عكس هدايت چنانچه ميفرمايد :
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
بنى اسرائيل آيه 84
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ
كه آخرين مرتبه نزول قرآنست و غرض اصلى از انزال است كه ابلاغ فرمايى بامت تدريجا سوره بسوره و آيه به آيه و جعلنا مكرر گفتهايم كه هيچ فعلى در عالم اتفاق نمىافتد تا مشيت حق تعلق نگيرد و اين منافات به اختيار ندارد چون خداوند ميداند كه اينها بالاختيار ايمان نمىآورند .
لذا آنها را به خود واگذار مىكند تا بعقوبت خود گرفتار شوند و احدى را