خود مذمت عقلاء را و اما شرع در مخالفت او عقوبت است هم در دنيا ببلاهاى گوناگون مبتلا مىشود و هم در آخرت بعذابهاى الهى معذب ميگردد غاية الامر بتفاوت معاصى و اشخاص و مراتب به قدر استحقاق چنانچه در اطاعت بمراتب قابليت تفضل مىشود و بمثوبات ميرسد .
[ سوره الإسراء ( 17 ) : آيه 39 ]
ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى فِي جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً ( 39 )
اين از چيزهاييست كه وحى فرمود بسوى تو پروردگار از مصالح و حكم و قرار مده با خداوند خداى ديگرى كه شريك براى او قرار دهى پس ملاقات مى كنى و افتاده ميشوى در جهنم و ملامت مىشوى و رانده مىشوى ( ذلك ) اشاره به همان آيات قبل است و دستورات ( مما ) من تبعيضيه است زيرا وحىهاى الهى بسيار است يك قسمت آنها اين آيات شريفه است
أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ
وحى الهى اقسامى دارد .
( 1 ) ايجاد كلام چنانچه با موسى تكلم فرمود و در ليلة المعراج با نبى اكرم .
( 2 ) القاء در قلب نظير الهام باولياء .
( 3 ) در خواب به نظر آوردن مثل خواب ابراهيم در ذبح اسمعيل و خواب يوسف در سجده شمس و قمر و يازده ستاره و خواب حضرت رسالت .
( 4 ) بتوسط ملائكه مثل جبرئيل و تمام اينها چون از مصدر جلال الهى صادر شده صدق مىكند جمله اليك ربك من الحكمة بيان حكم و مصالح اشياء چون انسان هر چه معرفتش و علمش بالا رود عالم بجميع حكم و مصالح نيست بايد از جانب خداوند افاضه شود (
وَ لا تَجْعَلْ )
و لو خطاب به پيغمبر است و محال است پيغمبر العياذ شريك بياورد و اين خطاب يا از براى رفع طمع مشركين بود كه تقاضا كردند كه متعرض اصنام آنها نباشد و به آنها ايمان آورد و يا از باب اياك اعنى و