تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 77 ]

وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 77 ) و مختص به خداوند است علم بغيب آنچه در آسمانها و زمين است و نيست امر ساعت و قيامت الامثل چشم بهم زدن بلكه اقرب از آن محققا خداوند بر هر چيزى قادر و توانا است
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در موضوع علم غيب آيات و اخبار مختلف است در بسيارى از آيات اختصاص ميدهد به خدا و در بعضى آيات نسبت بغيرهم ميدهد مثل قوله تعالى
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
جن آيه 26 . و غير اينها و اخبارهم در اين باب مختلف است و ما مكرر در تفسير آيات راجعه به اين موضوع توضيح داده‌ايم و در اين آيه اشاره ميكنيم و خلاصه آن اينكه غيب مقابل حضور است هر چه از نظر مستور است غيب گويند يعنى حضرت بقية اللَّه را غائب گويند و دوره و زمانه ما را دوره غيبة ميگويند و اين ذى مراتب است اما نسبت بذات مقدس حق چون علمش عين ذات است و غير متناهى ازلا و ابدا چيزى بر او مستور نيست و از او غائب نيست و اما غير او از ممكنات و مخلوقات علم آنها محدود است و نسبة محدود به غير محدود اگر بگويى مثل قطره به دريا است غلط گفته‌اى زيرا دريا هم محدود است پس آنچه بر جميع ممكنات مستور است مختص به او است و اما در ممكنات مراتب مختلفه دارد مثلا اگر بگوئيم اهل بيت محمّد و آل او صلوات اللَّه عليهم عالم بجميع ما كان و ما يكون هستند چنانچه اخبار بسيارى داريم بر آنها غيب نيست و هكذا تنزل كنيم تا مثل اهل ايمان كه علم دارند بظهور حضرت بقية اللَّه و قيام قيامت و بهشت و جهنم و عقبات آن و دوره رجعت و امثال آن بر آنها غيب نيست و باز تنزل كنيم علماء نجوم كه خبر ميدهند از طلوع و غروب و تقارن و تقابل و تثليث و تربيع كواكب و ساعات و رؤيت هلال و بروج و امثال اينها بر آنها غيب نيست و نيز رجال بر اطفال و هر درجه بالا بر درجه پائين پس در حق همه آنها ميتوان گفت علم غيب