تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
در مقابل صرف الوجود ماهيت و عدم است . اما ماهيّت معروض وجود است آن هم در عالم تصور مىگويى الانسان موجود و لكن در حقيقت حدّ وجود است يعنى وجودش محدود به اين حدّ است انّ الوجود عارض الماهيّة تصوّرا و اتّحدا هويّة لذا گفتند الماهية من حيث هى ليست الاهى . پس قطع نظر از وجود معدوم صرف چنانچه تمام ماهيّات ممكنه از جواهر خمسه عقل و نفس و ماده و صورت و جسم و اعراض تسعه كم و كيف و اضافة و فعل و انفعال و اين و متى و لون و طعم تماما قبل از اضافه وجود معدوم صرف بودند و اما عدم كه نيستى صرف است ديگر در مقابل صرف الوجود كه محدود به هيچ حدّى نيست از ليست ابدى غير متناهى مثل از براى او محال است بعلاوه جميع عوالم امكانى مركب است يا تركيب خارجى مثل اجسام و عوارض اجسام يا تركيب ذهنى مثل اجناس سافله و انواع الانسان حيوان ناطق مركب از جنس حيوانى و فصل عقلانى و حيوان جسم نامى ذو الحسّ و الحركة و نباتات جسم نامى و جمادات جسم ذى الأبعاد الثلاثة طول عرض عمق يا تركيب و همى كه شامل جميع ممكنات مىشود مثل وجود و ماهيت كه گفتند الممكن زوج تركيبى كه شامل مجرّدات مثل عقل و نفس هم مىشود با اينكه تركيب خارجى و ذهنى ندارند و لكن واجب تعالى كه منزّه از جميع اين اقسام تركيبى است چگونه مىشود براى او مثل و مانند قرار داد لذا ميفرمايد
فَلا تَضْرِبُوا
يعنى لا تجعلوا
لِلَّهِ الْأَمْثالَ
. چه قدر خوب گفته حكيم قاآنى در باب توحيد .
اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شده
زير نشينت همه كائنات * ما به تو قائم چه تو قائم بذات
هستى تو هستى پيوند نه * تو بكس و كس به تو مانند نه
حتى در وحدت و بساطت و احديت و ساير صفات ذاتيه حق مثل علم و قدرت و حيات ، و ساير صفات را منتزع از ذات ميدانند و جز صرف وجود هيچگونه ضميمه ندارد
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
انت كما اثنيت على نفسك ( حكيم نازى بعقل
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 157 | السيد عبد الحسين الطيب