و قرار ميدهند از براى خداوند چيزى را كه خود آنها بد ميدانند و كراهت طبع دارند كه بنات باشند و زبانهاى آنها متّصف بدروغ مىشود كه ميگويند كه اختصاص دارد بما خوبيها چنين نيست محقّقا از براى آنها است آتش و محقّقا آنها پيش فرستادگان هستند براى آتش يعنى قبل از بقيه اهل جهنم اينها داخل جهنم ميشوند
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما يَكْرَهُونَ
كه گفتند ملائكه دختران خدا هستند و مراد از كراهت چيزيست كه خلاف ميل نفس و خلاف طبع و هواهاى نفسانى باشد و آن دختر داشتن است در نظر آنها ولى مكروه در باب فقه فعليست مذموم لكن منع از ترك نشده و ترخيص در فعل شده استحقاق عقوبت ندارد لكن مسلّما انحطاط درجه دارد بخلاف حرام كه منع از فعل شده كه استحقاق عقوبت دارد
وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ
يعنى زبانهاى آنها داراى صفت دروغ مىشود چون معاصي زبان بسيار است كذب غيبت فحش سبّ سعايت نمّامى افتراء تفتين دو بهم زنى كلمات كفر آميز و غير اينها كه گفتند بيست پنج معصيت زبان است و اينها از صفات لسانست
أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنى
بعض مفسّرين گفتند مراد از حسنى بنين كه اولاد ذكور هستند بقرينه جمله قبل كه
وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما يَكْرَهُونَ
باشد بعضى گفتند مراد مثوبات اخرويست بقرينه جمله بعد
لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ
لكن تفسير اول ظاهر آيه است كه حسنى در نظر آنها همان اولاد ذكور است و توصيف لسان آنها بكذب براى اينست كه خداوند اولاد ندارد نه ذكور و نه اناث و ملائكه هم اناث و ذكور نيستند چون ذكور و اناث در انسان و حيوانات براى توليد و تناسل است و ملائكه توليد و تناسل ندارند بلكه عورت دبر و قبل ندارند زيرا آن دو براى دفع اخبثين است و آنها مدفوعات ندارند چون اكل و شرب ندارند و نيز دعوى اينكه ذكور حسنى هستند و اناث مكروه و قبيح اينهم كذب است زيرا ملاك حسن و قبح در آخرت ايمان و كفر است و در دنيا وجاهت و زشتى است چنانچه در قرآن ميفرمايد :
لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ
احزاب آيه 52 .