تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
1 - تصور آن كه خطور در قلب مىكند و در عالم خيال مصور مىشود يا بالهام ملك يا بوسوسه شيطان . 2 - تصديق بفائده و نتيجه آن . 3 - عزم بر صدور آن . 4 - جزم بر آن . 5 - حركت عضلات و اما افعال الهى هيچ كدام از اين مقدمات را لازم ندارد نه تصور نه تصديق نه جزم نه حركت عضلات بلكه دو چيز لازم دارد ، يكى علم بصلاح كه ازلى است و عين ذات است كه تعبير باراده ميكنيم و از صفات ذاتيه ميشماريم چنانچه حكماء گفتند و علم بصلاح غير از علم بمصالح است كه تعبير بحكمت ميكنيم پس هر فعلى كه داراى مصلحت باشد ميداند كه موقع ايجادش صلاح هست ، دوم نفس ايجاد كه تعبير بمشيت مىكنيم و باصطلاح حكماء بوجود منبسط تعبير مىكنند و مىگويند تمام اشياء بايجاد موجود مىشود كه فعل بمعنى اسم مصدريست و نفس ايجاد بنفسه موجود مىشود و ايجاد ديگرى نمىخواهد زيرا تسلسل لازم مىآيد و در خبر هم داريم كه فرمود : خلقت الاشياء بالمشيئة و خلقت المشيئة بنفسها . و لكن بايد آن شىء قابليت وجود داشته باشد اگر محال ذاتى باشد مثل اجتماع نقيضين و ضدين يا قبيح عقلى باشد يا داراى مفسده باشد يا لغو باشد محال است از خداوند صادر شود كه معنى عدل است و اين نه از باب نقص در قدرت باشد فاعليت فاعل تام تمام است نقص در قابليت قابل است لذا مىفرمايد :
إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ
تعبير به قول از باب ضيق عبارتست و الا احتياج به قول هم ندارد
إِذا أَرَدْناهُ
كان ايجاده صلاحا در علم الهى
أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ
كه عبارت از ايجاد بمعنى مصدريست فيكون موجود مىشود كه فعل بمعنى اسم مصدريست يعنى بايجاد حق موجود مىشود .
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 124 | السيد عبد الحسين الطيب