تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
آنكه نمرده است نميرد تويى * آنچه تغير نپذيرد تويى )
و وجود حضرتش روح و نفس و بدن ندارد كه بگويى اين حالات عارض نفس ربوبى مىشود و آثارش در جسم بدنى ظاهر مىشود پس اطلاق اينها بر خداوند بعنايت و مجاز است يعنى معامله مىكند معامله دوست بدوست و دشمن بدشمن كه عبارت از نعمت و بلا و ثواب و عقاب و اعطاء و منع و توفيق و خذلان و نحو اينها است هر كدام بمقتضاى حكمت و مصلحت پس معناى لا يحب يعنى هيچگونه عنايتى و لطفى و رحمتى شامل حال طرف نميشود ( المستكبرين ) گفتيم سه كلمه است قريب المعنى كبر تكبّر استكبار كبر از صفات نفسيه است كه خود را بزرگ پندارد و در حديث نبوى است ( لا يدخل الجنة من كان في قلبه حبة خردل من الكبر ) بلى علماء اخلاق گفتند اين صفات خبيثه اگر در قلب باشد و لو به حد ملكه رسيده اگر صاحبش در مقام معالجه و ازاله آنها بر آيد عقوبت ندارد و طريق معالجه اخلاق رذيله دو نحوه است معالجه علمى بر خورد بمفاسد آن و فوائد ضد آن از راه عقل و شرع كتاب و سنة و از راه و جدان و حس و معالجه علمى به ترتيب آثار ضد آنها چون ملكات نفسانى بكثرت اعمال خارجى حاصل مىشود ، و اما تكبر اخبث از كبر است و آن اينست كه آثار كبر را علمى كند كه از صفات فعل است ، و اما استكبار آنست كه اسباب مورث كبر در او نباشد ولى به خود ببندد كه اخبث از تكبر است . ( تنبيه ) معالجه اخلاق رذيله منحصر به اين عالم است علما و عملا و لذا پس از اين عالم ديگر قابل معالجه نيست و مثل رنگ ثابت و ملكه راسخه مىشود كه ديگر قابل تغيير نيست .

[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 24 ]

وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ ( 24 ) و زمانى كه گفته شد براى آنها چه نازل فرموده پروردگار شما گفتند افسانه - هاى پيشينيان
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ
قائل را ذكر نفرموده و مسلما از مؤمنين نبوده چون