چنانچه ميفرمايد :
وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
توبه آيه 102 و از اخلاق رذيله كه بر خلافش اظهار عدالت مىكند فاسق اظهار مىكند بخيل دعوى سخاوت حسود ابراز نصيحت جبان دعوى شجاعت و غير اينها ( و از وساوس شيطانى و خيالات سوء كه تمام اينها مصداق ما تسرون است
وَ ما يُعْلِنُونَ
از اظهار كفر و شرك و عناد و فسق و فجور و ساير اعمال قبيحه و افعال سيئة كه علنا مرتكب ميشوند مخصوصا امروز كه بسيار متجاهر بفسق شدند آن زنها كه به چه وضع فجيع بيرون ميايند آن ساز و آواز كه در نوع مغازهها و خانهها مينوازند آن بيع محرمات مثل مجسمه و مسكرات و آلات قمار و تغنى و هزار ديگر و تجاهر به معصيت عقوبتش بسا صد مرتبه از خود معصيت بزرگتر است و گناه ديگران را هم دارد از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله است فرمود :
( من سن سنّة حسنة كان له اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيمة و من سن سنّة سيئة كان له وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة ) .
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ
محققا خداوند دوست نميدارد كسانى را كه به خود تكبر ميبندند (
إِنَّهُ لا يُحِبُّ )
مسئله حب و بغض و عداوت و غضب و رضايت و سخط و غيض و فرح و سرور و غم و امثال اينها از حالاتيست كه بر نفس حادث مىشود و بعبارت ديگر حالات نفسانيه است و البته هر كدام از اينها يك آثار خارجيه دارد كه در خارج ظاهر مىشود در صورت و در اعضاء بدن و مستلزم يك افعالى مىشود كه از صاحب آن صادر مىشود و اطلاق اين حالات به اين معانى بر ذات اقدس ربوبي محال و غلط است ، بلكه موجب كفر مىشود ، زيرا ذات مقدسش محل حوادث نيست و تغيير در ساحت قدس او روا نيست چون صرف الوجود است .
( زير نشين علمت كائنات * ما به تو قائم تو چه قائم بذات