منيب انابه بازگشت است و توجه به خدا كه خداوند عفو فرمايد و مؤاخذه نكند قوم لوط را لكن خداوند تبارك و تعالى حلم و گذشت و لطف و عطوفتش بيش از آنست كه بنده درك كند ولى شرطش قابليت محل است اگر از قابليت افتاد ديگر موقعيت ندارد .
لطف حق با تو مداراها كند * چون كه از حد بگذرد رسوا كند
ترحّم بر پلنگ تيز دندان * ستم كارى بود بر گوسفندان
قوم لوط ديگر قابليت هدايت نداشتند و اگر باقى مانده بودند اعمال قبيحه آنها به جاهاى ديگر سرايت ميكرد و حكم عضو فاسدى بود كه اگر قطع نشود بساير اعضاء سرايت مىكند لذا ملائكه در جواب حضرت ابراهيم گفتند :
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 76 ]
يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ( 76 )
اى ابراهيم از اين تقاضا در گذر محققا بدان كه امر الهى رسيده و اين قوم را آمده عذابى كه ديگر قابل تغيير نيست و بر نميگردد و چون ابراهيم فهميد كه ديگر جاى ترحّم نيست و اينها قابل هدايت نيستند صرف نظر كرد و ملائكه رفتند براى اهلاك قوم و امتثال امر الهى .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 77 ]
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالَ هذا يَوْمٌ عَصِيبٌ ( 77 )
و چون آمدند رسولان ما نزد لوط بد آمد لوط را و تنگ دل شد و گفت اين روز روز بسيار سخت است .
وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً
گفتند حضرت لوط در خارج شهر مشغول زراعت