و آيه تطهير را در آيات زوجات قرار داد شما اهل تسنن اگر هزار عيب او را مستور كنيد و منكر شويد جنگ جمل را نميتوانيد انكار كنيد با اينكه بعقيده خودتان على عليه السّلام خليفه چهارم پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده و شما مالك بن نويره و اصحابش را كه فقط زكات را بعمّال ابى بكر ندادند اهل ردّه ميدانيد و قتل و اسيرى آنها را جايز ميدانيد و عايشه كه با خليفه رسول اللَّه چنگ كرد ام المؤمنين و افضل از صديقه طاهره ميپنداريد با اينكه ساره قطع نظر از زوجيت دختر عموى ابراهيم بود دليل نيست بر اينكه زوجه جزو اهل البيت باشد ؟
إِنَّهُ حَمِيدٌ
در اول سوره حمد معناى حمد و مدح و شكر و وجه اختصاص حمد به خدا و ساير خصوصيات آن را بيان كردهايم مجيد گفتند بمعنى كريم است كه قبل از استحقاق مبتدء بنعم است تفضلا
( كلّ نعمك ابتداء )
( يا مبتدء بالنعم قبل استحقاقها ) .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 74 ]
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ ( 74 )
پس چون بر طرف شد از ابراهيم ترس و آمد او را بشارت مجادله ميكرد با ما درباره قوم لوط
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ
اشاره بما قبل است كه فرمود
وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً
و وجه ذهاب خوف معرفت به اينكه اينها ملائكه و رسل الهى هستند و براى اهلاك قوم لوط آمدهاند
وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى
بشارت باسماعيل و اسحاق
يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ
مجادله محاجه و مخاصمه است كه دو نفر در مقام مباحثه اقامه حجت ميكنند بر يكديگر يعنى در مقابل دليل طرف اقامه دليل مىكند بر بطلان دليل آن و بالعكس و اين مجادله يعنى اقامه دليل اگر بر اثبات حقى يا ابطال باطلى باشد حسن است چنانچه ميفرمايد
وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ