تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
نحل آيه 136 ، و اگر بر ابطال حقّى يا اثبات باطلى باشد حرام و قبيح است چنانچه ميفرمايد
وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ
مؤمن آيه 5 ، و اگر براى كشف مطلب باشد و دست آوردن حق مطلب را مثل ان قلت ، قلت در كتب علماء و اشكال و دفع و سؤال و جواب حسن است و مجادله حضرت ابراهيم [ ع ] از اين باب بود زيرا در اخبار دارد كه پس از خبر دادن ابراهيم را به هلاكت قوم لوط از ملائكه پرسيد كه اگر ميان آنها پنجاه نفر مؤمن باشند هلاك ميكنيد گفتند نه اگر چهل نفر نه و هكذا كم كرد تا رسيد بيك نفر گفتند نه
قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ
عنكبوت آيه 31 ، و غرض ابراهيم از اين مجادله اين بود كه بلكه بشود خداوند دفع عذاب از آنها بكند چون رءوف و رحيم و عطوف بود و ميخواست دفع عذاب از آنها بشود باميد اينكه بلكه هدايت شوند و ايمان آورند و رستگار و سعادتمند شوند

[ سوره هود ( 11 ) : آيه 75 ]

إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ ( 75 ) محققا ابراهيم هر آينه بردبار آه كشنده بازگشت كننده است .
إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ
حلم صفت حميده است كه انسان در ناملايمات خوددارى كند و در مقام تلافى بر نيايد و بر خود هموار كند هر ناگوارى را و از اين جهت ابراهيم طالب بود بلكه بشود رفع عذاب از قوم لوط بشود و اين صفت حميده مخصوصا در انبياء و اولياء و علماء بيشتر اهميت دارد زيرا اگر نباشد نميتوانند تحمل شدائد و آزارهاى قوم را بكنند و از مقصد هدايت باز ميمانند . اوّاه تضرع و تخشع در پيشگاه الهى است بناله و گريه و انين و حنين و بكاء و در اينجا دل سوزى براى قوم لوط است كه به اين عذاب سخت گرفتار ميشوند كه چرا با خود چنين كنند تا اين نحو گرفتار شوند .