مَنْثُوراً
فرقان آيه 24 .
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ
كافر بربّ فقط طبيعى نيست كه منكر وجود حضرت إله باشد مشركين كه منكر توحيد هستند هم كافر بربهم هستند مجسّمه و منكرين توحيد صفاتى يا افعالى و منكرين عدل الهى و منكرين رسالت رسولهاى خداوند و منكر فرامين او مثل قرآن و نصب خلفاء اللَّه و مبدع در دين و منكر ضروريات دين هم كافر بربهم هستند يا ملحق به آنها .
و بالجمله غير مؤمن چون ايمان اولين شرط صحت اعمال است و لو به خيال خود عبادت باشد مثل عبادت اصنام و اطاعت خلفاء جور كه از حضرت باقر يا صادق عليهما السلام مرويست در حق قتله ابى عبد اللَّه عليه السّلام كه فرمود
ازدلف عليه ثلاثون الفا كل يتقرب الى اللَّه بدمه .
أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ
خاكستر اولا از بين بردن شيئى است مىگويى فلان چيز خاكستر شد يعنى به كلى از بين رفت فقط اثرى از او باقى مانده كه خاكستر باشد
اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ
باد به آن خاكستر بوزد آن هم
فِي يَوْمٍ عاصِفٍ
كه باد تند شديد دامنه دارى باشد كه ذرهاى از آن خاكستر باقى نگذارد و او را كان لم يكن كند و پس از اين
لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى شَيْءٍ
چگونه قدرت داشته باشند بر جمع آورى آن خاكسترها و برگردانيدن آنها به صورت اولى
ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ
انسان كه از جاده مستقيم خارج مىشود در ضلالت ميافتد هر چه دور تر شود ضلالتش بيشتر مىشود كه ديگر ممكن نيست راه را پيدا كند انسان اگر ايمانش از دست نرود و لو مرتكب معاصى باشد در ضلالت است و لكن ممكن است بتوبه و استغفار و اسباب ديگر برگردد ولى اگر تمام صفحه قلب سياه شد و قساوت او را گرفت ديگر ممكن نيست برگشتن چنانچه در خبر است
لا يرجى بخير
و در خبر ديگر
صار قلبه منكوسا .