سك درك مىكند اگر استخوانى يا نانى نزد او انداختى دم حركت ميدهد اگر سنگى انداختى پارس مىكند .
و اما مسئله قدرت فرق است بين توانستن و بين نكردن خداوند ميتواند لكن نميكند چنانچه معصوم قدرت بر معصيت دارد لكن محال است از او صادر شود و نظائر بسيار داريم جناب عالى ميتوانيد لخت مكشوفا در بازار بيائيد لكن محال است چنين كنى ، جميع مخلوقات الهى علوى و سفلى از روى حكمت و مصلحت است چه ما درك كنيم يا نكنيم و تمام حق است .
إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ
مشيت او تابع حكم و مصالح است بسا مصلحت اقتضاء مىكند اعدام را و بسا ايجاد را هر دو بجا و بموقع است ( آنچه آن خسرو كند شيرين بود ) .
[ سوره إبراهيم ( 14 ) : آيه 20 ]
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ ( 20 )
و نيست اين اذهاب و ايتاء بر خداوند امر مشكل صعبى .
افعالى كه از انسان از روى اختيار صادر مىشود منوط بمقدماتى است : اول تصور سپس تصديق بفائده ثم عزم ثم جزم ثم حركت عضلات با حفظ قدرت و نبودن مانعى از صدور . و اما افعال الهى احتياج به اين مقدمات ندارد نه تصور نه تصديق نه عزم نه جزم نه حركت عضلات فقط وجود مصلحت و ايجاد كه تمام افعال الهى موجود مىشود بايجاد كه باصطلاح حكماء بوجود منبسط تعبير ميكنند كه تمام موجودات بايجاد حق است و بلسان آيات و اخبار بمشيت تعبير ميفرمايند كه گفتند خلقت الاشياء بالمشيه و خلقت المشية بنفسها و بيان ديگر ايجاد فعل بمعنى مصدرى است و موجودات فعل بمعنى اسم مصدرى است ايجاد كردن و موجود شدن به مجرد ايجاد موجود مىشود
وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ
يعنى بر خدا امتناعى