فرمود
لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى إِخْوَتِكَ
و خود يوسف هم ميدانسته كه ميفرمايد
وَ عَلَّمْتَنِي مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ
آيه بعد و هر دو انتظار آن را داشتند كه موقع ظهورش چه موقع است زيرا رؤياى انبياء و معصومين شيطانى نيست و لو مدت زيادى بين رؤيا و ظهورش طول كشيده باشد مثل رؤياى حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه بوزينهها بر منبرش بالا ميروند كه بنى اميه و بنى مروان باشند ، شمس پدر بزرگوارش . قمر مادر مهربانش ، يازده ستاره برادرانش .
قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا
مقابل رؤياى شيطانى كه باطل و عاطل است چنانچه الهامات ملكى در مقابل وساوس شيطانى و وحى الهى بر قلوب انبياء و وحى شيطانى بر قلوب اشقياء كه در قرآن ميفرمايد
شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
انعام آيه 112 .
وَ قَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ
با چه عزّت و احترام و اقرار زنهاى مصرى و زن عزيز مصر و ظهور مقام علمى و عملى او بر تمام اهل مصر بالاخص ملك مصر .
وَ جاءَ بِكُمْ مِنَ الْبَدْوِ
به دو باديه است چون يعقوب و پسرانش باديهنشين بودند بواسطه اغنام و گله گاو و گوسفند كه آنها را در بيابان بچرانند چه احسانى است بالاتر از اينكه تمام آنها با بستهگانشان مصرى و شهرنشين در دربار سلطنتى نزد او باشند .
مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
نزغ بمعنى افساد و اغواى شيطان است حضرت يوسف براى احترام برادران نسبت اين تفرقه و جدايى را بشيطان داد آن هم نه بگويد كه آنها فريب شيطان را خوردند گفت ميان من و برادرانم افساد كرد و ما را از يكديگر جدايى انداخت
إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِما يَشاءُ
از براى لطف معانى كردند و لكن ظاهر اينست