اين از كبائر شمرده شده ، و مراد از روح اللَّه تفضلات و عنايات و نجات از مهالك و خلاصى از بليات و شمول مراحم الهى است .
إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ
كافر باللّه يا منكر وجود حق است يا منكر قدرت او يا منكر عنايات و تفضلات او است لذا مأيوس مىشود حتى در باب خوف و رجاء گفتند ممدوحش تا حدى است كه يأس از رحمت پيدا نكند و امن از مكر نداشته باشد بلكه بين خوف و رجاء باشد و اخبار در اين باب دو دسته است يك دسته دلالت دارد بر تساوى خوف و رجاء و يك دسته بر ترجيح رجاء بر خوف و وجوهى بر جمع اين دو دسته گفته شده و لكن آنچه به نظر ارجح است اينكه نظر به خداوند متعال رجائش بيشتر باشد و نظر به خود مساوى باشد و اللَّه العالم بحقائق الامور .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيه 88 ]
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ( 88 )
پس چنان كه وارد شدند پسران يعقوب بر يوسف گفتند اى عزيز مصر تماس كرده بر ما و كسان ما ضرر قحطى و نداشتن آذوقه و آمديم با يك مختصر بضاعة ناچيزى پس امر فرما كيل وافى كافى دهند و تصدق فرما بر ما محققا خداوند جزا ميدهد كسانى را كه تصدق ميكنند .
فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ
پس از اينكه يعقوب امر فرمود بفرزندانش كه برويد مصر و از حال يوسف و برادرش تجسس كنيد در حديث است چنانچه از كتاب نبوت مسندا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت يعقوب [ ع ] مكتوبى نوشت براى عزيز مصر
( بسم اللَّه الرحمن الرحيم الى عزيز مصر و مظهر العدل )