تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
زمينى او را بيندازيد كه ديگر خالى شود براى شما يعنى خالص شود توجه پدرتان يعنى توجه او فقط بشما باشد پس از اين بوده باشيد از جماعت و قوم صالح .
اقْتُلُوا يُوسُفَ
قائل به اين قول بعضى گفتند شمعون بوده و بعضى گفتند روبيل لكن ظاهر آيه اينست كه قائل يك نفر نبوده كانّه اينها مشورت كردند در امر يوسف و به يكديگر گفتند طريقش منحصر بيكى از دو امر است يا كشتن يوسف
أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً
در بيابانى او را بيندازيد يا سباع و درندگان او را پاره ميكنند يا بدست كسانى ميافتد او را بغلامى مىبرند .
يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ
خالى مىشود و منحصر مىشود بعد از يأس از يوسف وجه ابيكم بمعنى توجه قلبى و محبت باطنى پدر شما بشما مىشود زيرا انسان اگر بعض اولادش از دست برود علاقه او به باقى ماندگانش بيشتر مىشود .
وَ تَكُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صالِحِينَ
بمعنى اينكه ديگر معصيت و ظلم باحدى نكنيم و باعمال صالحه ميپردازيم فقط اين يك معصيت بجايى نميخورد و خداوند گذشت ميفرمايد چنانچه در نظر بسيارى است كه پاره‌اى از معاصى را مرتكب ميشوند و ميگويند خدا كريم است ما را به اين معاصى نميگيرد عذاب براى كفار است و مكرر شنيده شده كه ميگويند اگر ما را هم جهنم برند على ميماند و حوضش و اينكه بعضى گفتند بعد توبه ميكنيم اين بسيار بعيد است زيرا از اين عمل مسلّما پشيمان نميشوند . و بعضى گفتند اينها غير بالغ بودند اينهم بسيار دور است بخصوص پسران اولى كه از عيال اولى بوجود آمدند ، و ممكن است بگوئيم مقصود آنها اين بود كه بعد از اين با پدرمان خوش رفتارى ميكنيم و كارى نميكنيم كه قلبش رنجش پيدا كند و نادلگران باشد و او را راضى ميكنيم .