و پائينتر از حد بلندگويى در صبح و عصرها و نباش از كسانى كه از ذكر خدا غافلند
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ
شامل تمام اذكار مىشود كه خداوند را باسماء شريفه ياد كند كه تعبير بذكر لفظى ميكنند مثل تهليل و تكبير و تحميد و تسبيح و حوقله و ساير اذكار شريفه يا اللَّه يا رحمن يا رحيم و غير اينها و لكن در اخبار ذكر مخصوصى فرمودهاند كه ده مرتبه اول آفتاب و ده مرتبه وقت غروب و او
( لا إله الّا اللَّه وحده لا شريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و يميت و يحيى و هو على كلّ شيئى قدير )
و معلوم است كه اين احد مصاديق است و اما ذكر قلبى يعنى به ياد خدا باشد در هر حالى مخصوصا در حال قصد معصيت چنانچه اخبار بسيارى داريم كه تفسير ذكر را به اين معنى كردهاند ، و اما ذكرى كه صوفيه اختراع كردهاند كه صورت اذكار را در قلب نقش ميبندند ، هيچ مدركى از براى آن نداريم و نيافتيم فى نفسك يعنى فقط خود استماع كنى كه با صوت ضعيف ذكر بگويى تضرّعا در لغت تضرع را بمعانى زيادى تفسير كردهاند : تذلل ، تخشع ، تحريك اصابع در حال دعاء يمينا و شمالا تحريك سبّابه يمينا و شمالا ارتفاع يدين در حال دعاء و تخضع و اصرار در دعاء و خيفة با حالت خوف چون مؤمن بايد در حال توجه به خدا بين خوف و رجاء باشد حال تضرّع كاشف از رجاء است و خيفة از حال خوف
دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ
صدا را بذكر و دعاء بلند نكنيد زياد كه ارتفاع صوت مذموم است مگر در مواضع مخصوص مثل اذان اعلامى و ذكر صلوات و جهر امام در قرائت و اذكار نماز در جماعت به مقدارى كه مأمومين بشنوند و در منابر به مقدارى كه مستمعين استماع نمايند و استفاده كنند .
بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
بعضى گفتند كنايه از دوام ذكر است چنانچه ما تعبير ميكنيم بشب و روز و به همين معنى حمل كردند زيارت منسوبه بناحيه مقدسه