ننمودند
وَ كَرِهُوا
اين معنى كراهت مقابل حرمت نيست بلكه كراهت مقابل اراده است چون انسان در فعل بسا اراده مىكند كه آخرين مقدمات فعل است اول تصور ، بعد تصديق بفائده ، بعد عزم ، بعد اراده كه محرك عضلات است و منفك از فعل نيست و بسا بعد از تصور تصديق به ضرر و عزم و جزم بر ترك و جلوگيرى نفس مىشود و اين را كراهت ميگويند و بسا ضرر و نفعى در آن نمىبيند نه اراده دارد و نه كراهت .
أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
بذل مال و جان را در راه خدا ضرر پنداشتند لذا عازم بر ترك شدند حتى ديگران را هم منع از خروج كردند
وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ
هوا گرم است و علاوه از اينكه مال شما تلف مىشود و جان شما در معرض خطر قتل است از گرمى هوا هم اذيت ميكشيد .
قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا
كه حرارتش تا پانصد سال راه تأثير مىكند زيرا افروخته شده از غضب و انتقام و سخط الهى است
لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ
تعبير بلو امتناعيه اشاره باينست كه اينها هرگز تفقه نميكنند و باور ندارند و معتقد نيستند زيرا كافر و منافق هستند .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 82 ]
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً جَزاءً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 82 )
پس بايد كم بخندند و بسيار گريه كنند جزاء آنچه كه بودند براى خود خريدارى كردند كه آخرت را به دنيا فروختند و دنيا را گرفتند و آخرت را رها كردند .
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً
اين دو جمله و لو در مورد متخلفين وارد شده كه بتخلف خود فرحناك شدند لكن نسبت بكليه اهل معاصى سارى و جارى است كه بمعاصى خود فرحناك و خوشحال و خنده و قهقهه بلكه رقص