وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ
در موضوع شيطان بعضى منكر وجود شيطان بلكه وجود ملك بلكه ما وراء حسّ از عالم مجردات ، عالم عقول و نفوس شدند و آيات و اخبارى كه راجع بشيطان است حمل بر نفس اماره و هواهاى نفسانيه و قواى شهويه و غضبيه و وهميه كردند و اين قول بسيار فاسد و خلاف نصوص قرآن و اخبار و ضرورت دين است و ما در مجلد اول همين تفسير در باب مقدمه صفحه 77 - 80 بيان كرديم ، و بعضى قائل بوجود شيطان شدند و اينكه جسم نارى است چنانچه ملائكه جسم نورى هستند بنصّ آيات قرآن و زينت دادن شيطان را حمل بوسوسه در قلب كردند در مقابل الهام ملك و گفتند جسم نارى ممكن نيست به صورت جسم خاكى متشكل شود به صورت انسان يا حيوان ، و بعضى قائل شدند كه ممكن است باشكال و صور مختلفه در آيد چنانچه حكماء گفتند در موضوع جنّ ( جسم نارى متشكل باشكال مختلفه حتى الكلب و الخنزير سوى الانبياء و الاولياء ) و شواهدى بر اين دعوى فى الجمله در آيات و اخبار داريم ، من جمله اخبار وارده در مورد همين آيه و بعض آيات ديگر :
منها در برهان از امالى مسندا از جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كرده كه گفت شيطان در چهار مورد متمثل شده : يكى در بدر كبرى به صورت سراقة ابن مالك و به اين آيه تمسك نموده كه شرحش بيايد . دوم در يوم العقبه به صورت منية ابن حجاج پس ندا در داد كه محمد و بچهها در عقبه هستند آنها را بگيريد .
سوم در دار الندبه به صورت شيخ نجدى در مشاورت در امر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و تمسك كرده به آيه
إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ
الاية چهارم بعد از رحلت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به صورت مغيرة ابن شعبه و ندا در داد كه ايها الناس لا تجعلوا كسروانية و لا قيصرية وسعوا تتّسع فلا تردّوا الى بنى هاشم فينظر بها الحبالى - يعنى نگذاريد بنى هاشم سلطنت پيدا كنند مثل كسرى و قيصر