فقط يك خدا را عبادت كنيم و اين همه خدايانى كه داريم رها كنيم
وَ نَذَرَ ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا
با اينكه پدران و بزرگان و رؤساء ما آنها را ميپرستيدند هرگز ممكن نيست ما رها كنيم
فَأْتِنا بِما تَعِدُنا
پس بياور براى ما آنچه بما وعده ميدادى از عذاب الهى كه در صورت مخالفت ما دچار و گرفتار آن ميشويم
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
كه از جانب خدا آمدهاى و دستور توحيد آوردهاى
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 71 ]
قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ أَ تُجادِلُونَنِي فِي أَسْماءٍ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ( 71 )
فرمود حضرت هود بقوم خود كه بتحقيق واقع شد بر شما پليدى و غضب الهى آيا با اين باز با من مجادله ميكنيد در اسماء بتها كه شما و پدرانتان اسم گذاردهايد كه اسم الوهيت باشد و آنها را آلهه خود پنداشته و حال آنكه هيچ مدركى و برهانى از جانب خداوند درباره آنها نازل نشده پس انتظار بلاء را داشته باشيد محققا من هم با شما از انتظار داشتهها هستم و منتظرم .
قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ
بعض مفسرين گفتند كه مضارع محقق الوقوع در حكم ماضى است و مراد از رجس و غضب همان بلائى است كه بعدا به آنها متوجه مىشود لكن اين اشتباه بزرگى است زيرا بعد از وقوع جاى مجادله و انتظار نيست بلكه مراد از رجس و غضب قحطى و نيامدن باران بر آنها بود كه نقل ميكنند كه هفت سال يا سه سال بر آنها باران نيامد و مرسوم بين آنها اين بود كه در ابتلاء سخت ميآمدند مكه و دعاء ميكردند جماعتى را مبعوث كردند بروند مكه و دعاء كنند و در آن زمان مكه در تصرف امالقه بود و رئيس آنها در مكه شخصى بود بنام معوية ابن بكر و مادرش از قوم عاد بود و در خارج مكه بود اينها