آنها را نداشته باش
وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
هود آيه 38 و 39 ، و حضرت رسالت هم در حق كسانى كه يقين داشت قابل هدايت نيستند نفرين ميكرد بلكه مقاتله ميفرمود و آنها را بدرك و اصل ميكرد و اين وظيفه تمام انبياء بوده ، در مقام هدايت بودند و بعد از يأس در مقام دفع بودند حتى حضرت نوح در مورد پسرش عرض كرد
رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي
جواب شنيد
إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ
و فرمود
فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
هود آيات 47 و 48 .
امر دوم - بعضى اشكال كردند كه در ميان قوم اطفال صغار بىتقصير بودند وجه اهلاك آنها چه بود .
جواب - اولا در خبر از حضرت صادق عليه السّلام است كه چهل سال قوم نوح زنهاى آنها عقيم شدند و در ميان آنها كوچكتر از چهل سال نبود ، مجمع و برهان و ثانيا اهلاك اطفال يك نوع تفضلى بود در حق آنها بعد از آنى كه خدا بفرمايد به كلمه لن تأبيدى كه
لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ
و حضرت نوح عرض كند
لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً
پس هلاك شوند و از عذاب قيامت نجات يابند كه مسلما اطفال كفار معذب نميشوند نوع تفضل است چنانچه غلامى كه حضرت خضر كشت از اين باب بود .
امر سوم - در خبر داريم كه قوم نوح بسيار اذيت بنوح ميكردند
( فيضربونه حتى يسيل مسامعه دما و حتى لا يعقل شيئا مما يصنع به فيرمى به فى بيت او باب داره مغشيا عليه . )
فَكَذَّبُوهُ
هر چه ميفرمود انكار ميكردند انكار رسالت و انكار توحيد و انكار احكام الهى
فَأَنْجَيْناهُ
خداوند او را از چنگال كفار و اذيتهايى كه به او ميكردند