ربوبيت ندارد و نبايد غير او را بربوبيت اختيار كرد زيرا او است پروردگار تمام ممكنات كه مفاد
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ
است ، و دليل بر اين جمله علاوه از ادله عقليه كه بر اثبات وجود او چه از راه وجوب و امكان كه طريقه حكماء است و چه از راه قدم و حدوث كه طريقه متكلمين است و چه از راه مؤثّر و اثر كه طريقه انبياء و كتب آسمانيست و علاوه از اينكه اين موضوع جزو ضروريات است كه احتياج بدليل و برهان ندارد قاعده عقليه كه تمام عقلاء بر طبق آن حكم ميكنند كه ترجيح مرجوح بر راجح عقلا قبيح است آيا بتى كه يك جمادى بيش نيست آن هم مصنوع بشر است يا گاوى كه در بىشعورى و بىادراكى ضرب المثل است حتى در خوراك اگر او را رها كنند آن قدر مىخورد تا هلاك شود يا مثل حضرت عيسى ( ع ) كه گرفتار دست يك ظالمين مثل يهود عنود جهود باشد و امثال اينها را بشر انتخاب كند براى ربوبيت و ذات مقدس الهى را كه تام فوق التمام و كامل فوق الكمال مستكمل جميع كمالات و منزّه از جميع عيوب و نواقص واجب الوجود غنى بالذات را رها كند كدام عقلى حكم مىكند بلى عامه عميا مثل شيخين و ذى النورين كه مدتها در شرك و بتپرستى سير كردند و منبع جهل و فسق و ظلم بودند حتى نسبت به دختر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خود را ترجيح دهند بر على عليه السّلام كه
( لم يكفر باللّه طرفة عين )
و باب علم نبى ( ص ) بود كه فرمود
( انا مدينة العلم و على بابها )
و فرمود
( شيعتك على منابر من نور مبيضّة وجوههم حولى فى الجنة )
و هزارها شئونات ديگر و هكذا بنى امية و بنى العباس را ترجيح دهند با آن همه رذالت و جنايتى كه در آنها بود بر خاندان نبوت كه احد ثقلين بودند و فضائل و مناقب آنها را احدى نتوانست انكار كند نعوذ باللّه من الجهل و الحماقة و العناد و العصبية .
جمله دوم - هر كسى گرفتار عمل خود است بار گناه هر كس بر دوش خود او است پسر را بگناه پدر نگيرند و پدر را بگناه پسر مؤاخذه نكنند زن مسئول