مرتبه تعقل است كه بفهمد و ادراك كند و علم و اعتقاد پيدا كند پس از تعقل غفلت او را نگيرد و نسيان و فراموشى عارض نشود و دائما متذكر باشد و در مرتبه سوم پس از تذكر مخالفت نكند در اتيان بواجبات و ترك محرمات كه مرتبه تقوى باشد
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 154 ]
ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ تَماماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَ تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ( 154 )
پس از اين داديم موسى را كتاب كه تورية باشد جهت تمامية نعمت بر كسى كه احسان كند و تفصيل داده شد در آن بر هر چيزى و هدايت و رحمت باشد كه ايمان آورند بلقاء پروردگار خود .
ثُمَّ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ
اشكال - نزول كتاب بر موسى عليه السّلام قبل از قرآن بود و ثمّ از براى تراخى است .
جواب - اين تراخى در كلام است نه در نزول تورية يعنى پس از اينكه بيان كرديم براى تو آنچه در آيات قبل بيان ميكنيم آنچه بر موسى نازل فرموديم و قرينه بر اين دعوى كلمه آتينا است كه فعل ماضى است و الّا اگر تراخى بود بايد بفرمايد ثمّ يؤتى موسى و احتياج بتقدير ندارد كه مفسرين گفتند ثمّ قل يا محمد ، يا ثمّ اتل عليكم عطف باتل عليكم ما حرم ربكم يا ثم اخبركم يا عطف بر و وهبنا له اسحق و يعقوب در قضيه ابراهيم زيرا حذف و تقدير بر خلاف اصل است و الف و لام الكتاب عطف است كه تورات باشد .
تَماماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ
تماما صفت كتاب است لكن نه بر هر كسى بلكه بر آن كسى كه احسان مىكند يعنى نيككاران كه ايمان آوردند و اطاعت كردند و اما بر كسانى كه مخالفت كردند نقمت بوده و مراد تمامى نعمت است يعنى خداوند بر قوم موسى نعمتهاى بسيار عنايت فرمود بارسال موسى و نجات آنها از دست فرعون