تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
انسانيت رسانيد و عقل و شعور و ادراك و فهم بشما عنايت فرمود .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
گذشت در شرح كلمه طيّبه لا إله الا اللَّه اشكالى كه بعض بىخردان كردند كه لا لاء نفى جنس است احتياج باسم و خبر دارد و خبر آن محذوف است يا ممكن و يا موجود بايد باشد و بر هر تقدير اشكال وارد مىشود زيرا اگر بگويى : لا إله ممكن الّا اللَّه ، فقط اثبات امكان وجود اللَّه مىكند ولى اثبات وجود نميكند و اگر بگويى : لا إله موجود الّا اللَّه ، نفى امكان إله غير او را نميكند و گفتيم در جواب اين اشكال اينكه لا نفى حقيقت مىكند احتياج باسم و خبر ندارد مثل كان تامّه و ليس تامه مىگويى كان اللَّه و لم يكن معه شىء معنى حقيقة الوهيت منحصر و مختص بذات مقدس او است .
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
كل ما يصدق عليه شىء فهو خالقه و موجده و محييه و فاعله غاية الامر افعال الهيه بر دو قسم است بعضى بدون اسباب و وسائط و معدات است و بعضى باسباب و معدات است كه گفتند ( ابى اللَّه ان يجرى الامور الّا باسبابها ) و در افعال اختياريه عباد يكى از اسباب اختيار عبد است و به اين جهت صحت دارد استناد فعل بعبد و موجب صحت ثواب و عقاب و تكليف مىشود و جبر لازم نميآيد و صحيح است استناد به خداوند زيرا ساير اسباب و معدات بدست قدرت او است و تفويض غلط است لذا فرمودند ( لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين . )
فَاعْبُدُوهُ
به حكم عقل و شرع بايد عبادت و بندگى او را نمود و غير او هر كه باشد و هر چه باشد لايق پرستش نيست زيرا تمام در عبوديت مساوى هستند از ملائكه و انبياء و اولياء و من دونهم .
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
همين نحوى كه جميع ممكنات در ايجاد محتاج بموجد هستند در بقاء هم محتاج بمبقى هستند خداوند همين نحوى كه آنها را خلق و ايجاد فرمود بقاء و ثبات آنها هم منوط باراده و مشيئة او است ( اگر نازى