إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ
او است پيغمبر اولوا العزم صاحب كتاب و شريعت فرستاده خدا و كلمته گذشت كه اطلاق كلمه بر انبياء و اوصياء مىشود زيرا كلمه منبئى ما فى الضمير است و انبياء و اوصياء مظهر تام اتم كمالات ربوبى هستند
نحن كلمات اللَّه التامات
بلكه ( همه عالم كلام حق تعالى است )
أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ
القاء افاضه و عنايت است كه خداوند عيسى را بمريم عنايت فرمود و اين موهبت نصيب او شد .
وَ رُوحٌ مِنْهُ
روح جوهر مجرد است كه خداوند پيش از اجساد خلق فرمود و بعد از تماميت بدن دميده مىشود در آن چنانچه در حق حضرت آدم ميفرمايد
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
و در اينجا نفخ در مريم شد و لذا عيسى را روح اللَّه گفتند
فَآمِنُوا بِاللَّهِ
باقرار بوحدانية و يگانگى و ساير شئونات ربوبى و رسله از آدم تا خاتم به اينكه تمام فرستادگان خدا هستند و مقرّبان درگاه او و افضل از جميع مخلوقات او و مأمور بدعوت بندگان او هر كدام در حد خود .
وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ
نصارى در عين اينكه سه خدا قائلند و خدا را سومى ميدانند چنانچه ميفرمايد
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ
مائده آيه 73 ، هر سه را هم يكى ميگويند و اين عين تناقض است و توجيهاتى كه براى آنها كردند كه ميگويند إله واحد و اقانيم ثلاثه مثل سراج كه يك سراج است ولى مركب از دهن و فتيله و آتش است و مثل شمس يكى است لكن جسم است وضوء است و شعاع بسيار غلط است زيرا تركيب لازم ميآيد و احتياج به يكديگر و به مكان و بمركب بالكسر و ساير لوازمات امكان كه منافى با وجوب وجود است بعلاوه اينكه هر يك جزو إله است و هر سه از الوهيت ميافتند .
انْتَهُوا
نهى بمعنى طلب ترك است مقابل امر كه طلب فعل است و انتهى بمعنى قبول ترك است يعنى بپرهيزيد ترك كنيد قول بتثليث را و دست بر داريد از شرك