بكمال سرعت به حساب آنها ميرسد و آنها را در زحمت حساب نمياندازد .
چون در آيات قبل مذمّت از اهل كتاب و كفر و عناد آنها و مورد عذاب و سخط الهى بيان شده بود لذا در اين آيه كانّه استثنايى بيان فرموده كه تمام اهل كتاب اين نحو نيستند بلكه بعضى از آنها كه بشرف اسلام مشرف شدند و اعتراف به حق نمودند و اقرار به اينكه در كتب انبياء سلف كه بشارات بوجود حضرت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و دين او داده نمودند و براى منافع جزئيه از جاه و مال كتمان نكردند و از روى حقيقت با كمال خشوع متوجه دين حق شدند اجر آنها ضايع نميشود و به زودى به آنها ميرسد مثل نجاشى و عبد اللَّه سلام و غير اينها .
لذا ميفرمايد
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
بعضى گفتند شأن نزولش در مورد نجاشى بوده كه در حبشه ايمان آورد و خدمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نرسيد و وفات كرد و همان روز وفاتش در حبشه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در مدينه بر جنازه او نماز خواند .
و بعضى گفتند در مورد چهل نفر از نصارى نجران و سى و دو نفر از حبشه و هشت نفر از روم كه بشرف اسلام مشرف شدند و از نصارى بودند .
و بعضى گفتند درباره عبد اللَّه سلام و جماعتى كه با او از يهود اسلام آوردند و هر چه باشد آيه عام است شامل هر يهودى و نصرانى و مجوسى كه اسلام آورد مىشود ، بلكه بتنقيح مناط قطعى شامل هر كافر و مشركى مىشود كه بشرف اسلام مشرف شود .
لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ
ايمان به خدا ، اقرار بوحدانيت او و صفات ذاتيه و فعليه و سلبيه و بعدل او است و چون جميع طبقات كفر خالى از شرك يا در ذات يا صفات يا افعال نيستند ايمان به خدا را مقدم ذكر فرمود .
وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ
از قرآن و احكام از واجبات ، و محرمات و ساير قوانين اسلامى از عقائد و اخلاقيات و مواعظ و غيرها ، نظر به اينكه كلمه ما عموم دارد