اينجا نسبت رجوع بهر دو داده شده يعنى محتاج به رضايت طرفين است بلكه رضايت زوجه اهمّ است زيرا او طرف ايجاب است كه ركن اعظم عقد است .
و نيز در آن رجوع احتياج به عقد جديد نبود ولى در اينجا عقد جديد لازم دارد .
إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ
در اينجا تعبير بظنّ فرموده و در آيه قبل تعبير بخوف ، كه متعلق آن امر زيانآور و مضرّ بود كه عبارت از مخالفت وظائف زناشويى باشد ولى در اينجا متعلق آن امر نافع و مطلوب است كه اقامه وظائف زن و شوهرى و انجام دستورات الهى باشد از اينجهت بظنّ يعنى رجاء و اميد باتيان آنها تعبير فرمود ، و مراد از اقامه حدود الهى عمل بوظائف زوجيّت است كه مرد حقوق زن را رعايت كند و زن حقوق مرد را مراعات نمايد .
تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
اين احكام طلاق حدود الهى است كه براى گروه دانايان بيان ميفرمايد و اختصاص بيان بقوم عالمين نه از اينجهت است كه اين احكام مخصوص بآنهاست بلكه از اينجهت است كه عالم از نتيجه و ثمره احكام الهى برخوردار مىشود و جاهل بهرهء از آنها نميبرد و گرنه احكام الهى بين عالم و جاهل مشترك است چنانچه اين معنى درباره آيه
هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
نيز گفته شد .
دو تنبيه
تنبيه اول : مقتضاى مذهب شيعه و ظاهر آيه شريفه اينست كه سه طلاق بايد در سه مجلس باشد يعنى طلاق بدهد و رجوع كند و دو مرتبه طلاق بدهد و رجوع نمايد و مرتبه سوم كه طلاق دهد ديگر نميتواند رجوع كند ولى بعضى عامه سه طلاق را در يك مجلس و به گفتن طلقتك ثلاثا كافى ميدانند و دليل ما اولا ظاهر آيه است زيرا طلاق عبارت از قطع علقه زوجيّت است و تا زوجيتى نباشد طلاق محقق نميشود بنا بر اين هر طلاقى بايد مسبوق بيك ازدواجى باشد تا تعدد در او