قُلْ هُوَ أَذىً
اذى عبارت از چيزى است كه موجب تنفر طبع و كراهت آن يا مذموم نزد عقل باشد از اينجهت شامل اهانت و تحقير و افتراء و نسبتهاى ناروا و نحو اينها مىشود ، و نسبت اذى با ضرر عموم من وجه است بسا امورى كه موجب تنفر و كراهت است و اطلاق ضرر بر آنها نميشود مانند نسبتهاى ناروايى كه مشركين يا يهود و نصارى به خدا ميدادند كه از آنها باذيت تعبير شده ولى تعبير به ضرر غلط است بلكه ميتوان گفت مطلق نافرمانى خدا اهانت بمقام مولويت اوست و داخل در مفهوم اذى است .
و بسا امورى كه اطلاق ضرر بر آنها مىشود ولى مكروه طبع نيست مانند بسيارى از مشتهيات نفسانى كه شامل معصيت خداست از قبيل قمار و شرب و اشتغال بملاهى و نحو اينها .
و بعضى از امور اطلاق ضرر و اذى هر دو بر آنها صادق است مانند آزار نمودن بمؤمنين و نحو آن .
و حيض چون موجب تنفر طباع است و حتى خود حائض از آن نفرت و كراهت دارد كلمه اذى بر آن اطلاق شده با اينكه ضررى ندارد بلكه داراى فوائد و ثمرات بسيار است مانند تغذيه ولد و تبديل بلبن و دفع بسيارى از امراض و از اينجهت زنى كه حائض نشود داراى عيب و نقص بزرگى است .
فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
اعتزال بمعنى كنارهگيرى و دورى است و محيض چنانچه گذشت محتمل است بمعنى اسم زمان باشد يعنى در ايّام حيض از زنان كنارهگيرى كنيد ، و در روش مردان نسبت بزنان در ايّام حيض سه نظر است :
1 - روش يهود كه بطور كلى از زنها در ايام حيض كناره گيرى نموده و حتى از خوردن و آشاميدن با آنها و دست زدن به بدن آنها و حجره آنها اجتناب ميكنند